18 10 2026 29265493 شناسه:
image
نسيم انديشه (پرسش و پاسخ ها از محضر حضرت آيت الله العظمی جوادى آملي مدظله)

5. آيا تحريف قرآن صحّت دارد؟ 

صحف شريفى كه اكنون در دست ماست، همان قرآنى است‌ كه بر لبهاى مطهّر رسول گرامى اسلام‌صلى الله عليه و آله و سلم جارى شده است و آنچه بر لبهاى مطهر آن حضرت جارى شده، همان سخنانى است كه خداوند بر قلب مطهّر ايشان نازل كرده است و آنچه بر قلب مطهر ايشان نازل شده، همان است كه از ذات اقدس اله تنزّل يافته است

بسم الله الرحمن الرحیم

5. آيا تحريف قرآن صحّت دارد؟ 

 

مصحف شريفى كه اكنون در دست ماست، همان قرآنى است‌ كه بر لبهاى مطهّر رسول گرامى اسلام‌صلى الله عليه و آله و سلم جارى شده است و آنچه بر لبهاى مطهر آن حضرت جارى شده، همان سخنانى است كه خداوند بر قلب مطهّر ايشان نازل كرده است و آنچه بر قلب مطهر ايشان نازل شده، همان است كه از ذات اقدس اله تنزّل يافته است.دلايل عقلى و نقلى متعددى بر اين اصل دلالت دارند: يكم. دليل عقلى: خداى سبحان هرگز بندگان خود را بدون هادى و راهنما رها نمى‌كند؛ انّما انت منذرٌ و لكل قوم هاد (1)؛ اگر دينى خاتم اديان و پيامبر آن خاتم انبيا باشد و اين دين قابل تحريف باشد، به اين معناست كه خداى سبحان از هدايت بشر صرف نظر كرده است، زيرا كتاب و دينى فرستاده كه در گذر حوادث كم يا زياد شده يا از سلامت و صحت آن كاسته شده است؛ يعنى خدا بشر را به حال خود رها كرده كه اين سخن با حكمت او ناسازگار است.
 

دوم. دليل نقلى: خداوند در قرآن كريم در سوره مباركه حجر مى‌فرمايد: انّا نَحْنُ نَزّلنا الذِّكْرَ و انّا لَهُ لحافِظون (2)؛ ما اين قرآن را خود نازل كرديم و ما خود حافظ آن هستيم. در سوره فصّلت نيز فرمود: و انّه لَكتابٌ عزيزٌ لايأتيهِ الباطلُ من بينِ يَدَيهِ و لا مِنْ خَلفهِ تنزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميد (3)؛ اين كتاب آسمانى از عزّت الهى برخوردار است، هيچ بطلانى در آن راه ندارد. اگر قرآن كريم تحريف شود يا بيگانه چيزى از آن كم كند يا بر آن بيفزايد، بطلان‌پذير مى‌شود، در حالى كه خداوند درباره قرآن كريم فرمود: لايَأتيهِ الباطلُ مِن بَينِ يَدَيهِ ولا مِن‌خَلفهِ؛ نه در زمان نزول، نه پس از آن و نه پس از رحلت رسول اكرم‌صلى الله عليه و آله و سلم، چيزى آن را باطل نمى‌كند. (4) «قرآن براى هدايت همه بشر در همه اعصار آمده است» بر اين اساس حكم مسائل و موضوعات جديد چگونه از قرآن كريم استنباط مى‌شود؛ در حالى كه قرآن كريم به اين امور اشاره‌اى نكرده است؟ قرآن كريم، چون كتاب حيات و رسالت ابد است، تنها خطوط كلى را بيان كرده است. جزئيات نيز به وسيله اهل‌بيت (عليهم‌السلام) براى مردم بازگو شده است. خداوند قرآن را به عنوان قانون اساسى تدوين كرد، سپس خطاب به پيامبر اكرم‌صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: و انزلنا اليكَ الذّكرَ لتُبيّن للنّاس ما نزّل الِيهم (5)، و ايشان را مبيّن و مفسّر آن قرار داد؛ يعنى علوم قرآنى را به پيامبر آموخت و او نيز آن را به اهل بيت و مردم تعليم داد.
 

بخش مهم اين علوم نزد اهل بيت (عليهم‌السلام) است. پيامبر اكرم‌صلى الله عليه و آله و سلم‌  فرمود: «إنّى تاركٌ فيكُمُ الثّقلَين كتابَ اللّهِ و عِترَتى». (6) از جمع ميان قرآن و روايات اهل بيت (عليهم‌السلام)، مى‌توان حكم هر حادثه را به دست آورد.از طرفى، قرآن و عترت طاهرين (عليهم‌السلام)، هر دو عقل را يكى از منابع محكم دين معرفى كرده‌اند. امام موسى كاظم (عليه‌السلام) مى‌فرمايد: «إنّ لِلّه عَلَى النَّاسِ حُجّتَين» (7)؛ اگر عقل چيزى را زيانبار تشخيص داد، عمل به آن حرام است و اگر آن را سودمند و لازم دانست، عمل به آن واجب يا مستحب است، زيرا اگر عقل حجّت خدا باشد و قطعيت چيزى از طريق آن ثابت شود، عمل به آن شرعى است. حال با توجه به اين سه نكته، بيان خطوط كلى در قرآن، تبيين جزئيات به وسيله روايات و راهنمايى عقل به مثابه يكى از حجج الهى، انسان تا روز قيامت بر كنار سفره دين نشسته است.


* نسيم انديشه پرسش و پاسخ ها از آيت الله جوادى آملي ،   جلد : 1  صفحه : 30.


پانوشت ها :

 

1- سوره رعد، آيه 7.

2- سوره حجر، آيه 9.

3- سوره فصّلت، آيات 42- 41.

4- براى مطالعه بيشتر ر. ك: نزاهت قرآن از تحريف.

5- سوره نحل، آيه 44.

6- بحار الانوار، ج 23، ص 133؛ مستدرك الوسائل، ج 3، ص 355؛ الدرالمنثور، ج 7، ص 349.

7-  الكافى، ج 1، ص 16.


دیدگاه شما درباره این مطلب
افزودن نظرات