دیگر اخبار | بایگانی
به همت پژوهشگاه معارج؛
نشست علمی «ادراک ناپذیری ذات الهی با تاکید بر دیدگاه آیت الله العظمی جوادی آملی» برگزار شد
نشست علمی «ادراک ناپذیری ذات الهی با تاکید بر دیدگاه آیت الله العظمی جوادی آملی» به همت پژوهشگاه معارج، با حضور جمعی از محققین و پژوهشگران، در سالن جلسات بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء بر گزار شد.
نشست ها و کرسی های آزاد اندیشی
هم اندیشی با مرکز کمیته اعطای مجوزهای کرسی های حوزوی
اولین جلسه از جلسات مدیریت امور پژوهشی درباره نشست ها و کرسی های علمی در تاریخ یک شنبه مورخ 18/6/97 در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضور نمایندگان دبیرخانه کرسی های آزاد اندیشی حوزه های علمیه در محل جلسات بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء...
به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج؛
نشست علمی «بررسی راهکارهای انتقال آموزه های اسلام به غرب» برگزار شد
نشست علمی «بررسی راهکارهای انتقال آموزه های اسلام به غرب» با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضوی راد رئیس انستیتو علوم انسانی و اسلامی هامبورگ و جمعی از پژوهشگران پژوهشگاه علوم وحیانی معارج در سالن کنفرانس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار...
برگزاری جلسه مشترك بين پژوهشگاه معارج و دبير كنگره جهاني علوم انساني اسلامي
جلسه مشترک مسئولان پژوهشگاه علوم وحیانی معارج با دکتر عطاء الله رفیعی آتانی دبیر علمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی، با هدف هم اندیشی برای همكاری مشترك در زمینه تولید علوم انسانی اسلامی مبتنی بر اندیشه اصیل اسلامی، پنج‌شنبه ۱۴ تیرماه در محل این...
برگزاری نشست مشترك پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
نشست مشترك اعضای پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و نمایندگان بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد.
مقاله؛
واکاوی مفهوم «دین» و«دینی» در نظریه علم دینی آیت‌الله جوادی آملی
این مقاله در پی تبیین برخی مفاهیم پایه در دیدگاه صاحب کتاب منزلت عقل در هندسۀ معرفت دینی است و پاسخ دادن به این پرسش که آیا دو مفهوم «دین» و «دینی» با یکدیگر تفاوت دارند؟ این مقاله ضمن پرداختن به این پرسش بیان تازه‌ای از نظریۀ علم دینی آیت الله...
مقاله؛
مبانی و اهداف تربیت زیست محیطی با تاکید بر اندیشه آیت الله العظمی جوادی آملی
محیط‌زیست و مشکلاتش زندگی انسان را تهدید می‌کند؛ ازاین‌رو تربیت زیست‌محیطی از موضوعات مهم دوران معاصر است. تربیت زیست‌محیطیْ رشد و پرورش دانش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای لازم برای حفظ و آبادانی محیط‌زیست است. هدف این تحقیق، بررسی مبانی و اهداف تربیت...
شکرگزاری، عبادت پرهیزکاران
خدای سبحان، انسان را آفرید تا به کمال شایسته خود نائل شود. انسان برای رسیدن به کمال شایسته خویش، نیازمند راهنمایی است تا از رهگذر این راهنمایی، به هدف خود برسد.
آشنایی با جلد چهارم کتاب ارزشمند رجال تفسیری
جلد چهارم کتاب ارزشمند رجال تفسیری اثر مفسر بزرگ قرآن کریم حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج تدوین، منتشر و روانه بازار گردیده است.
جلد چهل و پنجم تفسیر شریف تسنیم
جلد چهل و پنجم از تفسیر گران‎سنگ تسنیم، تألیف مفسر بزرگ قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج منتشر شد.
ـــ ـــ


هر كدام از ما در عمر خويش، خواب هاي خوبي ديده يا از ديگران، شنيده ايم. در عالم خواب، چشم و گوش و ديگر حواس انسان، تعطيل و ارتباط او با خارج، كم و راه مزاحمت بيروني، بسته است و چون روح، تنها و فارغ مي‏ماند و غير از خاطرات خود چيزي به همراه ندارد، كم كم ديدني‏هايي را مي‏تواند ببيند...

مراتب سه گانهٴ شهود از نگاه علامه جوادی آملی
شهود از سه راه به دست مي‏ آيد: حالت منامي، حالت موتي و حالت قيامتي؛ چون انسان، گاهي در خواب و گاهي با مردن و گاهي در قيامت كبري حقيقت هايي را مشاهده مي‏كند.
1 ـ حالت مناميه
هر كدام از ما در عمر خويش، خواب هاي خوبي ديده يا از ديگران، شنيده ايم. در عالم خواب، چشم و گوش و ديگر حواس انسان، تعطيل و ارتباط او با خارج، كم و راه مزاحمت بيروني، بسته است و چون روح، تنها و فارغ مي‏ماند و غير از خاطرات خود چيزي به همراه ندارد، كم كم ديدني‏هايي را مي‏تواند ببيند.
اگر در بيداري، چنين شود كه آدمي اعضا و جوارح خود را از ناحيهٴ برون مرزي، حفاظت كند كه نه بيگانه اي بيايد و نه آن را بخواهد و نه تنها هر چيزي را نبيند بلكه آنچه را مي‏بيند نيز حساب شده بنگرد و بگويد: «منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن»1 در اين صورت چيزهايي كه ديگران در رؤيا مي‏بينند و مي‏شنوند، او در بيداري مشاهده مي‏كند.
اين حالت را «حالت مناميه» گويند كه شايد نمونه اي از آن، جريان سيدالشهداء (عليه السلام) در مسير كربلا باشد كه ناگهان اين آيه را تلاوت كردند: ﴿إنّا للّه و إنّا إليه راجعون﴾ سورهٴ بقره، آيهٴ 156. سؤال شد: چرا آيهٴ استرجاع را تلاوت كرديد؟ امام حسين (عليه السلام) فرمودند: هم اكنون شنيدم ندايي را كه اين قافله در حركت است و مرگ او را دنبال مي‏كند.
حالت مناميه براي اولياي سالك و واصلِ حق، ميّسر است كه در عين بيداري، راه را برهمهٴ مزاحمت هاي بيروني بسته اند و هر آنچه ديگران در رؤياي صادق خويش مي‏بينند، اينان در بيداري مي‏نگرند. چنين كساني ميان خواب و بيداري نيز «جمع سالم» كرده اند؛ زيرا با تعطيل حواس در خواب يا تعديل آنها در بيداري، روحِ آدمي توان شهود برخي از حقايقِ مثالِ منفصل را پيدا مي‏كند و با تماميّتِ نصابِ لازم در استعدادِ مبدأِ قابلي، فيض تامِّ مبدأ فاعلي ظهور كرده و در لوح چنين انسان سالك، گوشه اي از اسرار غيبي پديد مي‏آيد.
2 ـ حالت موتيّه
حالت دوم، «حالت موتيّه» و شهود برزخ است.
همهٴ انسان ها در پي رحلت از دنيا، چيزهاي فراواني مي‏بينند. اگر دنيا را به شايستگي پشت سرگذاشته باشند، منظره هاي دلپذير و فرشته هاي بشير و مبشر و... را مي‏نگرند و اگر عمر خويش را با گناه و نافرماني تباه كرده اند، با منظره هاي هولناك و منكر و نكير، رو به رو مي‏شوند.
اما آنان كه «حالت موتيه» را به دست آورده و پيش از مرگ اجباري، خود را با موت ارادي رها ساخته اند، ديدار آن حقايق در همين دنيا ميسر است.
در سخنان اهل بيت (عليهم السلام) اشاره هاي فراواني به اين حالت، آمده است. از جمله: «عباداللّه زنوا أنفسكم من قبل أن توزنوا و حاسبوها من قبل أَن تحاسبوا نهج البلاغه، خطبه 90.
1. يعني پيش از آن كه شما را وزن كرده و به حسابتان رسيدگي كنند، به وزن و محاسبهٴ خويش بپردازيد.
تو نيك و بدخود هم از خود بپرس ٭٭٭٭ چرا بايدت ديگري محتسب
و همچنين: «موتوا قبل أن تموتوا» بحار، ج 69، ص 59، ح 1.. يعني پيش از مرگ طبيعي با مرگ ارادي بميريد و بار بربنديد.
«حالت موتيه» براي كساني ميسّر است كه ميان دنيا و برزخ، جمع سالم كرده اند. ديگران بايد بميرند و حقايق پس از مرگ را ببينند. اما صاحبان اين مقام، پيش از مرگ طبيعي آن حقايق را مشاهده مي‏كنند.
3 ـ حالت قيامتيه
بخش سوم كه بسيار برتر از مرحله هاي پيشين است، «حالت قيامتيه» است.
آنچه در قيامت پيش خواهد آمد، اسراري است كه بايد پس از مرگ و سپري شدن دنيا و نيز عبور از برزخ و ظهور كاملِ حق و فروافتادن پرده ها و آشكار شدن سريره ها براي همه نمايان شود و قرآن كريم از چنان روزي چنين ياد مي‏كند كه: ﴿يوم تبلي السّرائر﴾ سورهٴ طارق، آيهٴ 9.
اما كساني كه «حالت قيامتيه» را نايل شده و ميان دنيا و آخرت جمع سالم كرده اند، در همين دنيا بر شهود اسرار قيامت قادرند.
اولين گام‏هاي حالت قيامتي، مرحله «كَأَنَّ» است كه انسان سالكِ كويِ حق، گويي «مالكِ يوم دين» را مي‏بيند. مثلاً دربارهٴ «مقام احسان»، چنين آمده است كه: «الإحسان أن تعبد اللّه كأَنَّك تراه» بحار، ج، 66، ص، 203، تذييل. يعني احسان، عبادت توست براي خدا، آن گونه كه گويي او را مي‏بيني3.
امّا كسي كه بسان اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميان عقل و نقل و شهود و خواب و بيداري و دنيا و آخرت، جمع سالم كرده و به بالاترين مرتبه آن راه يافته است، «كأنّ» را پشت سرانداخته و به مقام «أنّ» رسيده است. از اين رو با قاطعيت مي‏گويد: «ما كنت أَعبد ربّاً لم أَره» كافي، ج 1، ص 98، ح 6 و ص 138، ح 4. يعني خدايي را كه نديده ام، لحظه اي نيز نپرستيده ام وهم اوست كه مي‏گويد: «لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً» بحار، ج 40، ص 153، ح 5.. اگر پرده ها فروافتد و ناديدني‏ها آشكار شود، چيزي بر يقينِ كنوني من افزوده نخواهد شد و اين ارشاد به نفي موضوع است، يعني براي من اصلاً پرده و حجابي ميانهٴ دنيا و آخرت وجود ندارد، نه آنكه واقعاً بين من و اسرار معاد، پرده است ولي اگر آن پرده برافتد يقينم افزوده نمي‏گردد؛ زيرا با فرضِ وجود حجاب حتماً در ظرف برطرف شدن آن، حقيقتِ محجوب، شفّاف تر مي‏شود.
پس راه شناخت خداي سبحان به گونه هاي مختلف براي همگان باز است و اگر چه به كنه ذات و صفات ذات براي وجودهاي ناقص و متناهي و محدود، راهي نيست، امّا آن اندازه كه هستي هر ممكن اجازه دهد، آثار و افعال و صفات حق را مي‏توان مشاهده كرد.
اميرالمؤمنين (عليه السلام) به همين حقيقت، اشاره كرده و مي‏فرمايند: «لم يطلع العقول علي تحديد صفته ولم يحجبها عن واجب معرفته». نهج البلاغه، خطبه 49.يعني آن مقدار شناخت خدا كه لازم است، محجوب نيست و آن ميزان كه لازم نيست، مقدور هم نيست. به ديگر سخن، تحديد وصف الهي و رسيدن به كنه حدّ آن براي عقول محدود، ناممكن است ليكن اصل شناخت آن حقيقت، محجوب و ممنوع نيست.
مست تماشاي دوست
حصول معرفت حق، انسان را به سرور دايم مي‏رساند و چون زمام و عنان خويش را به دست حبيب مي‏نگرد، از اين كه چه پيش آيد، نگران نيست.
رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) به اين مقام، رسيده است كه در تمام عمر، كسي از او «ليت» و «لعلّ» نشنيد و اين گونه سخن كه «كاش چنين بود» و «كاش چنان نبود» از وي نقل نشد و از اهل بيت او، زينب كبري(عليها السلام) است كه در پاسخ شماتت ابن زياد (كه ديدي خدا در كربلا با برادرت چه كرد) عارفانه و با كمال صلابت، پاسخ فرمود كه: «ما رأيت إلاّ جميلاً»1. يعني جز زيبايي، نديدم. اين سخن را در پي ديدن صحنه هايي بر زبان مي‏راند كه تاريخ به تلخي و جانگدازي آنها، نه صحنه اي ديده است و نه خواهد ديد. امّا او با شهود ملكوتي خود، پروردگار هستي را ديده و زمام عالم و آدم را در دست او مي‏بيند و آثار جميل محض را با جمال مي‏نگرد و زيبايي هدف والاي شهادت را با بصيرت دل مشاهده مي‏نمايد.
تفسیر موضوعی جلد 14 صورت و سیرت انسان در قرآن، ص55 - 59