دیگر اخبار | بایگانی
برگزاری جلسه مشترك بين پژوهشگاه معارج و دبير كنگره جهاني علوم انساني اسلامي
جلسه مشترک مسئولان پژوهشگاه علوم وحیانی معارج با دکتر عطاء الله رفیعی آتانی دبیر علمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی، با هدف هم اندیشی برای همكاری مشترك در زمینه تولید علوم انسانی اسلامی مبتنی بر اندیشه اصیل اسلامی، پنج‌شنبه ۱۴ تیرماه در محل این...
برگزاری نشست مشترك پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
نشست مشترك اعضای پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و نمایندگان بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد.
مقاله؛
واکاوی مفهوم «دین» و«دینی» در نظریه علم دینی آیت‌الله جوادی آملی
این مقاله در پی تبیین برخی مفاهیم پایه در دیدگاه صاحب کتاب منزلت عقل در هندسۀ معرفت دینی است و پاسخ دادن به این پرسش که آیا دو مفهوم «دین» و «دینی» با یکدیگر تفاوت دارند؟ این مقاله ضمن پرداختن به این پرسش بیان تازه‌ای از نظریۀ علم دینی آیت الله...
مقاله؛
مبانی و اهداف تربیت زیست محیطی با تاکید بر اندیشه آیت الله العظمی جوادی آملی
محیط‌زیست و مشکلاتش زندگی انسان را تهدید می‌کند؛ ازاین‌رو تربیت زیست‌محیطی از موضوعات مهم دوران معاصر است. تربیت زیست‌محیطیْ رشد و پرورش دانش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای لازم برای حفظ و آبادانی محیط‌زیست است. هدف این تحقیق، بررسی مبانی و اهداف تربیت...
شکرگزاری، عبادت پرهیزکاران
خدای سبحان، انسان را آفرید تا به کمال شایسته خود نائل شود. انسان برای رسیدن به کمال شایسته خویش، نیازمند راهنمایی است تا از رهگذر این راهنمایی، به هدف خود برسد.
آشنایی با جلد چهارم کتاب ارزشمند رجال تفسیری
جلد چهارم کتاب ارزشمند رجال تفسیری اثر مفسر بزرگ قرآن کریم حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج تدوین، منتشر و روانه بازار گردیده است.
جلد چهل و پنجم تفسیر شریف تسنیم
جلد چهل و پنجم از تفسیر گران‎سنگ تسنیم، تألیف مفسر بزرگ قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج منتشر شد.
جلد چهل و ششم تفسیر شریف تسنیم
جلد چهل و ششم از تفسیر گران‎سنگ تسنیم، تألیف مفسر بزرگ قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج منتشر شد.
شماره 27 نشریه علمی پژوهشی حکمت اسرا آماده چاپ شد
به حول و قوه الهی و به همت مدیریت نشریات پژوهشگاه علوم وحیانی معارج، شماره بیست و هفتم «فصلنامه علمی پژوهشی حکمت اسرا» آماده چاپ شد.
وحدت در قرآن و سنت
كثرتِ آرا و تشتّتِ افكار، اگر به وحدت بر نگردد، زیانبار است و این مطالب سامی، فتوای كتاب و سنّت معصومان (علیهم‌السلام) است: ﴿و اَطیعوا اللهَ و رَسولَهُ و لا‎تَنزَعوا فَتَفشَلوا و تَذهَبَ ریحُكُم و اصبِروا اِنَّ اللهَ مَعَ الصّبِرین﴾. «فَاِیاكُمْ وَ...
ـــ ـــ


ايقاظ النائمين كه نتائج مهمترين تأملات فلسفي عرفاني صدرالدين شيرازي (قدس سره) است تلاشي است در جهت تعالي فلسفه از يك سو و تجلّي عرفان از سوي ديگر. او در اين کتاب فلسفه را به حضرت عرفان آورده و از سنجش عرفان به ميزان حكمت متعاليه باک نداشته است...

    شكوه دانش عرفان و جلال حكمت و برهان را در موضوع و احكام والاى آن مى‌شناسند. در عرفان، موضوع را حق تعالى معرفى مى‌كنند كه مطلق هستى است، و در حكمت، موضوع را الموجود مى‌دانند كه هستى مطلق است. البته اىن هر دو از هر قىدى آزاد و از هر شوبى منزه‌اند، و چه شكوهمند است چنىن دانشى كه به تبع موضوع، سىطره و سلطهٔ آن بر همه علوم ساىهگستر شده و علم و عالم را خواسته ىا ناخواسته، دانسته ىا ندانسته به خضوع در پىشگاه آن وامى‌دارد.
    دانش و حكمت، و علم و عرفان به حدّى بلندمرتبه و به مقىاسى والادرجه است كه تنها عده‌اى محدود و پاره‌اى معدود بدان پاىگاه راه مى‌ىابند؛ از آن جمله عرشپىماى عرصهٔ دانش و تكىهزننده بر كرسى معرفت، حكىم بوعلىسىنا است كه به زىباىى و جذابىتى تمامْ كلامش دل مى‌نوازد. «جلّ جناب الحق أن ىكون شرىعة لكل وارد» ، و از اىن روى، مخالفان و دشمنان آن تنها با گمان خود در ستىز، و با قىاس خوىش در نبردند، و تنها كافى است بهخوابرفتگان دىار گمان و نائمان وَرطهٔ وهم از نوم غفلت و سنهٔ ضلالت به درآىند و با در دست داشتن چراغ عقل و روشن نگاه داشتن سراج قلب در مَرغزار گىتى و دشتستان مىنو به تماشاى راز آىند و نظم و اتقان و صلابت و جمال و كمال را به نظاره نشىنند.
    دانش‌ها به رغم اشتراک در دستىابى به معرفت‌هاى نوىن، از جهات گوناگونى با ىكدىگر متفاوت و از همدىگر ممتازند؛ به لحاظ مبادى، مسائل، موضوع، هدف، روش و... . برخى از معرفت‌ها حصولى‌اند و پاره‌اى دىگر حضورى؛ بعضى از علوم حقىقى‌اند و بخشى دىگر اعتبارى؛ برخى روش عقلى دارند و پاره‌اى منهج نقلى، و دسته‌اى شرىعت شهودى.
    آنانى كه علم‌شناس نىستند ىا با تفاوت‌ها و امتىازات دانش‌ها آشناىى ندارند و ىا براساس غفلت و احىاناً تغافل از وىژگى‌هاى دانشها آگاهى ندارند، گاهى از سر سهو و حىنى از سر عمد به مقابله با علم و ىا مبارزه با عالم برمى‌خىزند. تردىدى نىست كه طور عقلى طورى متفاوت با نقل است، آن گونه كه ممتاز از حس است و به همىنسان مغاىر با شهود است. هرگز زبان دانش حكمت كه برهان عقلى است با زبان دانش طبىعت كه حس و تجربه است برابرى و ىک‌سانى نداشته، بلكه چه بسا نغمهٔ مخالف داشته باشد و لىكن باىد دانست كه اىن گونه تهافت‌ها موجب هىچگونه منافاتى نبوده و نىست، بلكه علمِ جامع نقطهٔ جمع را خود مى‌جوىد و تنافى را تبدىل به تحابى كرده و همه را در كنار هم مى‌نشاند.
    به همىن مقىاس، عقل و عشق، برهان و شهود، حكمت و عرفان، جنگى اول و صلحى آخر دارند و اىن اطوار علوم و گونهگونگى معرفت‌ها هرگز تهدىد نىستند؛ بلكه فرصت دانشى است كه اجازه مى‌دهد دانشمند از نگاهى به نگاهى بار ىابد و از فرازى به فرازى بالا و والا آىد. آنكه كىمىاى جامع جمع سالم دارد و عقل و نقل و شهود را در جوار رحمت همراهى و همافزاىى علوم مى‌نشاند هم اوست كه بهرهٔ لازم را از اىن همه دانش مى‌بَر‌َد و جان تشنهٔ خود را بدان سىراب مى‌كند.
    ىكى از آثارى كه چنىن جمالى را در كنار چنان كمالى نشانده، همانا كتاب شرىف اىقاظ النائمىن، اثر سالار عرصهٔ علم و حكمت و سمندر صحنهٔ شهود و معرفت، حكىم الهى و عارف صمدانى، صدرالدىن شىرازى / است كه جمع سالم او آمىخته با آراى ادبى والاىى در اىن اثر همراه شده است. او در اىن اثر مصفّى مى‌كوشد با گسترش توحىد و بسط ىگانگى حق، بساط كثرت را برچىند و همه را در ساىه‌سار توحىد حق بخواند؛ اشىا را اجوف و او را صمد بنامد؛ افراد را فقىر و او را غنى بداند؛ جهان را سىهجامه و او را سپىدخامه بنگرد. هنر او در اىقاظ اىن است كه تخالف ظاهرى علوم را عالمانه، حكىمانه و عارفانه به تألُف باطنى برساند و قهر و دشمنى ابتداىى را به مهر و دوستى انتهاىى بدل كند؛ ابزار حكمت را كه عقل است با اسباب شهود كه قلب است در كنار هم آورد؛ با برآمدن توحىد و ربوهٔ آن، كثرت را به محاق كشاند؛ ماهىات را باطلالذات و اشىا را تجلىات رب قهار بخواند؛ و اىن ادعاى والا را در جنب قرب حق نشاند. او با كُند خواندن سلاح عقل و ناكافى دانستن جهاز برهان، با صىقل دادن قلب و زاىش نور اىمان بهسرعت مسىر سراى رب مى‌پوىد. وى با شكستن بت انىّت و به درآوردن عىن خودىت، باشتاب پى‌جوى مشاهدهٔ رب است؛ گام‌هاى صاحبخردان را لغزشگرانه، و همت‌هاى ارباب فهم را كوته‌نظرانه مى‌شناسد. او با تشوىق پىماىشگران وادى حىرت و آماىشكنندگان سرزمىن بُهت و تحىر توصىه مى‌كند كه نقد عمر را در دستىابى به چنىن حقىقتى والا به كار گىرند تا شاىد از شمىم وجودش جان سازند و از نسىم هستى‌اش روح گىرند.
    بزرگ‌ترىن دغدغهٔ عارف و مهم‌ترىن مشغلهٔ فكرى حكىم، توحىد است. او پس از شهود مطلق، در پى شكست مقىد است و بعد از رؤىت محىط مرسل و عىن حق سراغ ذهوق باطل مى‌جوىد تا با كوبش حق و انكسار باطل جهان را زاهق و نور الهى را بارق بىند. او با طرد و رد پندار باطل حلول و دفع و رفع توهّم واهى اتحاد با اشتىاق تمام و با زىر پا نهادن كثرات به كوى وحدت مى‌اندىشد؛ با اهتمامى تمام چشم دوبىنِ احول را در بىن راه توحىد از حدقه درمى‌آورد و با هزاران چشمِ ىكتانگر به تماشاى جلوه‌هاى هزارانهٔ دوست مى‌نشىند.
    با صد هزار جلوه برون آمدى كه مـن      بـا صـد هـزار دىده تمـاشـا كنم تو را
    چشمم به صد مجاهد آىىنه ساز شد      تا من به ىک مشاهده شىدا كنم تو را
    موحّد است كه با خلع نعلىنِ عقل و برهان و با لُبسِ پاپوش قلب و شهود به سلامت در ساحل نجات آرام مى‌گىرد و دارالقرار توحىد را مثوىٰ و معقَل خوىش مى‌سازد.
    شاىسته است از اىن منظر به نظارهٔ اىن اثر نشست و از نگاه موحّدانه به توحىد كثرات و تجمىع متفرقات پرداخت.
    استاد آىتالله جوادى آملى(دام‌ظله) كه خود پىماىشگر اىن طرىق و همسفر اىن رفىق است، با منظارى عرفانى و با زبانى برهانى اىن دىباچهٔ توحىد را بر كرانه اندىشه و ساحل مكاشفه نشانىد و با جمع سالم عقل و نقل و شهود در پرتو وحى قرآن و سنت ولاىى حضرات معصومان D راه مستقرّى را نشان داد و اىن نىز از بركات الهى و فىوضات ربانى است كه در عصر كنونى ـ عصر پراكندگى مكاتىب و سردرگمى مذاهب ـ نصىب اهل معرفت و ارباب خرد و حكمت گشته است.
    توفىق تدرىس، تحقىق و نگارش اىن كتاب خود داستان شگفتى دارد كه اكنون مجال بازگفتن آن نىست؛ اما حكمت‌دوستان و عرفان‌خواهان دانش‌پژوه نتىجهٔ اىن كارزار دقىق و پژوهش عمىق را در شكل تحقىقى زنده، روزآمد و همراه با وىژگى‌هاى دىگرى خواهند دىد كه به بعضى از آن‌ها اشارت مى‌شود:
    أ. زبان اثر كنونى زبان تحلىلى است و هدف از نوشتن به اىن زبان بىش و پىش از هر چىز اىن است كه جاى هىچ ابهام و مجال هىچ اجمال باقى نماند. در رسىدن به اىن هدف كوشش شده است اولاً همهٔ مفاهىم اصلى دست‌كم ىک بار در اىن اثر بهروشنى بىان شوند؛ ثانىاً مدعىات اصلى بهدقت از ىكدىگر جدا شوند و البته بر هر ىک از آن‌ها استدلالى ترتىب داده شود؛ و ثالثاً در بىان مباحث ترتىب منطقى رعاىت شود؛
    ب. كتاب اىقاظ النائمىن بخش‌هاى گوناگونى دارد كه هر ىک با عنوان‌هاىى چون «تنبىه»، «اشعار» و «تسجىل» خوانده شده است. براى هر ىک از اىن بخش‌هاى متن ساختار وىژه‌اى پىشنهاد، و مباحث هر بخش در آن ساختار تنظىم شده است. به همىن دلىل، در بىشتر موارد، هر بخش از متن در چند مقام و هر مقام در چند مطلب و هر مطلب در چند نكته تنظىم شده و سامان ىافته است؛
    ت. در پاره‌اى موارد فهم مباحث اىقاظ النائمىن به بىان پىش‌زمىنه‌هاى فلسفى ىا عرفانى و اشاره به مبانى حِكمى و معرفتى نىاز داشته است. در اىن موارد استاد(دام‌ظله) مباحثى از اىن نوع را به اىن اثر افزوده‌اند؛
    ث. بىشتر مصادر اىقاظ النائمىن موضوع تحقىق جداگانه‌اى بوده‌اند. دو گروه اصلى مصادر عبارت‌اند از:
    1. مصادر نقل قول‌هاى مستقىم: صدرالمتألهىن در اىقاظ النائمىن به سخنانى از فىلسوفان و عارفان متقدم استناد كرده و مشخصاً عبارات آنان را آورده است، و در بسىارى موارد نىز از آنان نام مى‌بَرد. محض نمونه، او از ابن‌عربى، علاءالدوله سمنانى، عارف سهروردى، عارف شبسترى، صدرالدىن قونوى و دىگران عباراتى را به نقل قول مستقىم مى‌آورد. اگر نگوىىم همه، بىشتر عبارت‌هاى اىن فىلسوفان و عارفان متقدم به مصادر اصلى ارجاع داده شده‌اند، و فهرست مشخصات كتابشناختى نسخهٔ مورد استفاده در اىن اثر در كتابنامهٔ پاىانى آمده است؛
    2. مصادر متن اىقاظ النائمىن: حجم درخورى از عبارت‌هاى صدرالمتألهىن در متن اىقاظ النائمىن از آثار دىگرى به آن راه ىافته و او بدون هىچ اشاره‌اى به مصادر اصلى، آن عبارت‌ها را در متن خود اشراب كرده است. از باب نمونه، گاهى ىک بند كامل از شرح قىصرى بر فصوص الحكم و همچنىن شرح او بر تائىهٔ ابن فارض و ىا عبارت‌هاى بسىارى از تفسىر نىشابورى (البته گاه با اندكى تصرف) به متن راه ىافته است. مصادر اىن عبارت‌ها در بىشتر موارد پىدا شده و در پانوشت‌ها ىا در متن اثر كنونى درج گردىده است؛
    ج. در تحقىق منابع رواىى روش متفاوت اما نسبتاً دقىق‌ترى به كار گرفته شده است. شىوهٔ مرسوم در تنظىم دىگر آثار استاد(دام‌ظله) و تحقىق در منابع رواىى اىن بوده است كه حدىث ىا رواىت در ىكى از منابع رواىى شىعه (و گاه منابع رواىى اهل تسنن) پىدا، و به همان مصدر مورد نظر ارجاع داده شود. اما در اىن اثر ارجاع به مصادر به شىوهٔ توضىحى مبنا قرار گرفته است. در اىن شىوه هر توضىح لازم در خصوص مصادر و متن رواىت مورد توجه است. بر اىن اساس، اولاً به تفاوت متن رواىات و احادىث با آنچه در متن اىقاظ النائمىن ىا در اثر كنونى آمده است، حتى اگر تفاوت در ىک كلمه باشد، اشاره شده است؛ و ثانىاً ترتىب تارىخى در منابع رواىى، كانون توجه قرار گرفته است، و بنابراىن كتاب شرىف بحار الانوار منبع رواىى درجهٔ اول به شمار نىامده است و تنها در مواردى مستقىماً به آن ارجاع داده شده است كه رواىت ىا حدىث در هىچ منبع رواىى دىگرى ىافت نشده باشد، و نىز رواىت ىا حدىث ابتدا در ىكى از مصادر اولىه، مانند المحاسن، بصائر الدرجات، الكافى، التوحىد، الخصال و الاختصاص پىدا شده و سپس به همان سند به بحار الانوار ارجاع داده مى‌شود. البته نهج البلاغه از اىن قاعده مستثنا بوده و در همهٔ موارد منبع درجهٔ اول به شمار آمده است؛ و ثالثاً بعضى توضىح‌هاى لازم دربارهٔ رواىت ىا حدىث افزوده شده است، و از باب نمونه، گاهى به تصحىف در متن توجه داده شده است؛ و رابعاً اگر حدىث ىا رواىت در منابع شىعى ىافت نشده باشد، در مواردى به منابع اهل سنت نىز ارجاع داده شده است؛
    ح. در نوشته‌هاى عرفانى ىا آثار حِكمى بعضى كلمات و عبارات مشهور شدهاند و معمولاً به آن‌ها اشاره ىا استناد مى‌شود. اىن كلمات و عبارات راىج، در منابع گوناگون جست‌وجو شده است و احىاناً به آن منابع، به ترتىب اهمىت، ارجاع داده شده است. نكتهٔ بااهمىت در شىوهٔ ارجاع مزبور اىن است كه كاربرد آن كلمات و عبارات راىج در سىاق‌هاىى متفاوت بىشتر معرفى شده است. مزىت اىن نوع جست‌وجو در منابع عرفانى اىن است كه ارجاع نادرست ىا نامتناسب اىن كلمات و عبارات را در بعضى سىاق‌هاى دىگر باز مى‌نماىاند؛
    خ. مطالب پانوشت‌ها (و نه لزوماً تحقىق در باب مصادر) در بىشتر موارد از استاد(دام‌ظله) است و تنها به دلىل رعاىت پىوستگى متن به پانوشت منتقل شده است؛
    د. وىراىش صورى ادبى اثر كنونى مبتنى بر قواعد شىوه‌نامهٔ فرهنگستان ادب فارسى است؛ البته در مواردى اندک به دلاىلى خاص از اىن قواعد عدول شده است.
    موارد پىش‌گفته تنها بعضى (و نه لزوماً همهٔ) كارهاى انجام شده در خصوص آماده‌سازى اثر پىش روست و بنابراىن همچنان در جنبه‌هاى گوناگون نمى‌توان كاستى و نقص را منتفى دانست. از اىن روى، شاىسته است حكمت‌جوىان عالى‌نظر و عرفان‌پوىان والاگهر، با خوانش و تفسىرى باىسته، حقاىق و معارف اىن مىراث بلند حكمت و عرفان شىعى را براى دانشجوىان حقىقت‌جو و طلاب صداقت‌پو تبىىن كنند و با بسط و نشر اىن اثر نفىس، ضمن توسعهٔ فرهنگ اصىل توحىد در پرتو شراب طهور عرفان و ماء مَعىن حكمت ناب، موجبات نجات و رهاىى جامعه، خصوصاً جوانان را از فرث آلودهٔ عرفان‌هاى دروغىن و لوث دم فلسفه‌هاى باطل فراهم آورند.
    سپاسگزارى: ناشر وظىفه دارد ابتدا از همكارى پژوهشگاه علوم وحىانى معارج در تنظىم اىن اثر سپاس گزارد. همچنىن از حجت‌الاسلام حمىدرضا ابراهىمى براى نقش مؤثرشان در روند انجام اىن پروژه، از جناب آقاى علىرضا تاجىک به خاطر پىشنهادهاى ارزنده در باب تنظيم كتاب و نىز كمک به بهسازى ادبىِ متن و همچنىن از دىگر دوستان عزىز در بخش‌هاى خدمات آماده‌سازى كتاب، تاىپ و تصحىح و نمونه‌خوانى صمىمانه قدردانى مى‌شود.