دیگر اخبار | بایگانی
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی:
هدف دین رهایی جامعه از جهل است / فرهنگ تقریب نیاز دارد به اینکه یک اندیشه‌ی متعالی در صحنه باشد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی بیان می دارد: دین آن هدفی که دارد این است که جامعه و مخاطب خودش را از جهل برهاند، و از جهالت نجات بدهد. یعنی انسان‌ها نه مبتلا به ظلوم بودن بشوند و نه مبتلا به جهالت. "انه کان ظلوما...
پیام به مسلمانان آمریکا؛
پیام آیت الله العظمی جوادی آملی به کنگره مسلمانان آمریکا
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: کنگره مسلمانان آمريکا با موضوع «بصيرت دينی» با پيام حضرت آيت الله العظمی جوادی آملی در آمريکا برگزار شد.
حجت الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی:
علم بدون هستی شناسی فاقد کارایی است/ تحول علوم انسانی سیاسی نیست
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء بیان می دارد: باید جهان بینی و هستی شناسی به کمک علم بیاید تا علوم حاصله بتواند آثار وجودی برای هستی و کمال انسان داشته باشد.
تازه های نشر؛
جلد 54 «تفسیر تسنیم» آماده منتشر شد
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء، جلد 54 تفسیر گرانسنگ تسنیم اثر مفسر بزرگ قرآن کریم، آیت الله العظمی جوادی آملی، منتشر شد
همزمان با 1 خرداد، روز بزرگداشت ملاصدرا؛
پیام آیت الله العظمی جوادی آملی به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا (صدرالمتالهین)+ ترجمه انگلیسی و عربی
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به مناسبت اول خرداد، روز بزرگداشت ملا صدرا (صدرالمتالهین)، پیامی به همین مناسبت صادر فرمودند.
تازه هاي نشر
جلد سی و دوم کتاب «رحیق مختوم» منتشر شد
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسراء: جلد 32 کتاب ارزشمند «رحیق مختوم» شرح حکمت متعالیه، اثر گرانقدر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، با همکاری پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و مرکز بین المللی نشر اسراء، منتشر شد.
تازه های نشر؛
جلد 51 «تفسیر تسنیم» آماده انتشار شد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء، جلد 51 تفسیر گرانسنگ تسنیم اثر مفسر بزرگ قرآن کریم، آیت الله العظمی جوادی آملی، با همکاری پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و مرکز بین‌المللی نشر اسرا، آماده انتشار شد.
تازه های نشر؛
جلد 52 «تفسیر تسنیم» منتشر شد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء، جلد 52 تفسیر گرانسنگ تسنیم اثر مفسر بزرگ قرآن کریم، آیت الله العظمی جوادی آملی، با همکاری پژوهشگاه علوم وحیانی معارج و مرکز بین‌المللی نشر اسرا منتشر شد.
مقاله علمی پژوهشی؛
بررسی امکان تربیت دینی بر مبنای نظریه عقلانیت وحیانی با تکیه بر نظریات علامه جوادی آملی
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: در جدیدترین شماره از دوفصلنامه علمی پژوهشی اخلاق وحیانی مقاله ای با عنوان «بررسی امکان تربیت دینی بر مبنای نظریه عقلانیت وحیانی با تکیه بر نظریات علامه جوادی آملی» به چاپ رسیده است.
شانزدهمین شماره از «دو فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق وحیانی» آماده چاپ شد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: شانزدهمین شماره از «دو فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق وحیانی» به همت مدیریت نشریات پژوهشگاه علوم وحیانی معارج، آماده چاپ شد.
ـــ ـــ



رابطه "علم به دین" با "علم دینی" عام و خاص مطلق است یعنی اینکه هر "علم به دین"، علم دینی هم هست و ماهیت علم نیز متاثر از متعلق علم _که موضوعی دینی است_ دینی می شود. اما چنین نیست که هر علم دینی، علم به دین هم به حساب آید مثل علوم تجربی که با مبانی حضرت آیت الله جوادی آملی "علم دینی" است اما علم به دین نیست.

    در آمد:

       فتوحات عقل تجربی انسان بعد از عصر نهضت علمی، زمینه چالش علوم تجربی با آموزه های دینی را فرآهم کرد. کمتر آموزه دینی می توان یافت که از تعرض علم تجربی، مصون مانده باشد. اندیشمندان دین مدار، برای پاسداری از آموزه های دینی تلاش های فراوانی کردند تا پاسخی برای تعارضات بیابند؛ اما هر چه پیش تر آمدیم پاسخ قانع کننده ی کمتری یافت می شد. توسعه دامنه تعارضات واضح ترین دلیل بر اقناعی نبودن پاسخ هاست. حضرت آیت الله جوادی آملی از جمله اندیشمندان دینی است که با ارائه دیدگاهی جدید در صدد پاسخ گویی به این مشکل قدیمی است. ما در این گفتگو در خدمت فرزند ایشان جناب استاد مرتضی جوادی آملی هستیم تا با کلیات مفهوم علم دینی و برخی از مصادیق آن طبق نظریه مطرح در کتاب "منزلت عقل در هندسه معرفت دینی" آشنا شویم.

    سه جمله اصلی وکلیدی:

    1: باید بین دو تعبیر تفاوت قائل بود؛ یکی "علم به دین" و دیگری "علم دینی"؛

    2: علم دینی علمی است که از قول الهی  و یا از فعل الهی تحقیق و بررسی می نماید؛

    3: یافته های انسان اگر از مرز فرضیه عبور کند و تبدیل به نظریه شود و شواهد موید یافته او باشد، محصول فکر او "علم دینی" است.

    تیتر: بحث علم دینی، درگاه ورود به بحث از علوم انسانی اسلامی است.

     

     

       با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز، ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید تا درباره موضوع علم دینی در خدمت شما باشیم. همانطورکه اطلاع دارید موضوع علم دینی، امکان و ماهیت علم دینی بعد از رنسانس، محل مناقشه و بحث و جدل بوده و پس از انقلاب اسلامی این بحث در کشور ما جان تازه ای گرفت و همچنان محل گفتگو و رد و قبول اصحاب علم بوده و هست. به نظر حضرتعالی مقصود از علم دینی چیست و چه اهمیتی دارد که از علم دینی بحث شود؟

    استاد واعظ جوادی: ضمن تشکر از زحمات علمی شما و همکاران محترمتان، قبل از هر چیزی ذکر یک مقدمه که حاوی بیان برخی از مبادی تصوری و تصدیقی این موضوع است لازم به نظر می رسد و آن اینکه باید بین دو تعبیر تفاوت قائل بود؛ یکی "علم به دین" و دیگری "علم دینی"؛ مقصود از علم به دین چیست؟ در علم به دین، محور بحث موضوعی از موضوعات دینی است یعنی موضوعی که از طریق نقل و مما انزل علی الرسول (صلی الله علیه و آله وسلم) اعم از کتاب و سنت به ما رسیده است گرچه آنچه در بدء امر بود بر اساس آیه کریمه (ما ینطق عن الهوی إن هو إلا وحی یوحی) عنوان جامع وحی داشت لیکن بعدها بر اساس تلاش علمی دانشمندان علوم وحیانی تحت هدایت و اشراف ائمه هدی علیهم السلام به صورت علوم وحیانی مطرح شده است. بنابراین علم مطرح در این فضا بر بخشی از دین و موضوعی از موضوعات دینی تعلق گرفته است. به عنوان مثال تفسیر، فقه، کلام از اقسام "علم به دین" هستند نه "علم دینی" البته مانعه الجمع نیستند و رابطه بین این دو مفهوم عام و خاص مطلق است که در آخر بحث به آن اشاره خواهم کرد. در علم تفسیر، ما متنی دینی در اختیار داریم به عنوان قرآن و مفسر درباره تبیین و پرده برداری از مفاهیم، مضامین و حقائق و معارف آن سخن گفته و از زوایای مختلفی به تحقیق می پردازد و درصدد تبیین آن چیزی است که با مراجعه ظاهری به آیات قابل فهم نیست و در این راه از مبانی مختلفی نیز بهره گرفته و استفاده می نماید و حسب مبانی به کار گرفته شده، تفسیر به دست آمده، رنگ و بوی همان مبانی را به خود می گیرد مثلا شخصی با مبانی اصولی و علم اللغه به تفسیر می پردازد دیگری با مبانی کلامی و سومی با مبانی فلسفی یا عرفانی به تفسیر آیات قرآن می پردازد. لذا از آنجا که قرآن منبعی از منابع معرفتی دین اسلام است می گوییم تفسیر یک نوع "علم به دین" است. یا در فقه نیز چنین است و فقیه برای به دست آوردن احکام افعال مکلفین به آیات و روایات که دو منبع معرفتی دینی است مراجعه می کند و با استفاده از متد اجتهاد و مبانی اصولی مورد قبول به استنباط حکم شرعی می پردازد لذا فقه یک نوع "علم به دین" است. یا علم حدیث شناسی نیز به همین منوال است یعنی در این علم به موضوع حدیث و انواع آن و راه های شناسایی حدیث معتبر از غیر معتبر مورد بررسی قرار می گیرد و مباحثی از این دست مطرح می شود و از آنجا که حدیث یکی از منابع معرفتی دینی است لذا علم حدیث شناسی یک نوع "علم به دین" است. علم کلام و اخلاق هم که ریشه در آموزه های وحیانی دارد نیز چنین هستند که در آنها به موضوعی دینی از زاویه ای از زوایای دین پرداخته می شود و از این نظر علم کلام و اخلاق از اقسام "علم به دین" است.

    در مقابل "علم به دین"،  یک تعبیر دیگری است با عنوان "علم دینی" که از نوع ترکیب اضافی نیست؛ بلکه یک تعبیر وصفی است و در اینجا واژه "دینی" وصف علم قرار گرفته است نه اینکه مفهوم "علم" به دین اضافه شده باشد. در این تعبیر مفهوم "دینی" وصفی است برای خود علم و بیانگر ماهیت علم است و چه بسا متعلق این علم موضوعی از موضوعات دینی نباشد و دینی بودن در این تعبیر باید روشن شود که مقصود چیست و با چه مبانی و معیارهایی علم، دینی می شود بدون اینکه درباره دین صحبت کند یعنی بدون اینکه درباره اخلاقیات، احکام شرعی و یا اعتقادات دینی سخنی به میان بیاورد.

       با این تعبیر نسبت بین "علم به دین" و "علم دینی" چگونه می شود. آیا لزوما قابل جمع نیستند و "علم به دین" فقط علم به دین است و "علم دینی" هیچ وقت علم به دین محسوب نمی شود؟

    استاد مرتضی جوادی آملی: سوال خوبی است؛ اشاره شد که رابطه "علم به دین" با "علم دینی" عام و خاص مطلق است یعنی اینکه هر "علم به دین"، علم دینی هم هست و ماهیت علم نیز متاثر از متعلق علم _که موضوعی دینی است_ دینی می شود. اما چنین نیست که هر علم دینی، علم به دین هم به حساب آید مثل علوم تجربی که با مبانی حضرت آیت الله جوادی آملی "علم دینی" است اما علم به دین نیست.

       از کجا می شود فهمید که علم از نوع اول (علم به دین) است یا از نوع دوم (علم دینی)؟ معیار و ملاک چیست؟

    استاد مرتضی جوادی آملی: درباره سوال اول، توجه به تعریف دین و محورهای مطرح در دین، راه خوبی برای تشخیص مصادیق علم به دین است؛ در تعریف دین گفته میشود: مجموعه ای از اعتقادات، امور اخلاقی و احکام فقهی و حقوقی که از طرف پروردگار عالم توسط پیامبران الهی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر فرو فرستاده است. با این تعریف می توان مصادیق علم به دین را شناسایی کرد یعنی هر علمی که مثلا به امور اعتقادی بپردازد و با بررسی متنی دینی همراه باشد می شود "علم به دین" و همچنین از این جهت که بحث پیرامون قول و سخن الهی است "علم دینی" شناخته می شود و از آنجا که موضوع بحث ما دین اسلام است می گوییم علم اسلامی مثل علم کلام که به مسائل اعتقادی می پردازد. یا هر علمی که به مسائل اخلاقی در چارچوب موضوعات مطرح در کتاب و سنت بپردازد می شود مصداق دیگر "علم به دین". همچنین علومی که احکام فقهی و حقوقی محور بحثش باشد از مصادیق "علم به دین" است. البته ناگفته نماند تمام علومی که جنبه مقدمی برای هر یک از این علوم را داشته باشند نیز "علم به دین" به حساب می آید مثل علم اصول فقه که به بیان قواعد و مبانی اجتهاد می پردازد و مقدمه ای است برای ورود به فقه، نیز از مصادیق "علم به دین" است و همچنین علم رجال و درایه که به نحوی در جهت  موضوعی از موضوعات دینی یا تفسیر و تبیین متون دینی اشتغال دارند، "علم به دین" خوانده می شود.

       درباره "علم دینی" که فرمودید علوم تجربی از مصادیق "علم دینی" به حساب می آید، معیار و ملاک چیست؟ آیا هر علم تجربی با هر مبنایی که شکل بگیرد، علم دینی است؟  

    استاد مرتضی جوادی آملی: مهم ترین سوالی که در زمینه علم دینی مطرح می شود مربوط به همین نکته است که آیا از منظر آیت الله جوادی آملی ملاک علم دین چست؟ نظر حضرت استاد (دام ظله) این است که علم دینی علمی است که از قول الهی  و یا از فعل الهی تحقیق و بررسی می نماید علوم تجربی از آن جهت که بحث پیرامون آنها راجع به فعل الهی است علم دینی محسوب می شود همانگونه که علم تفسیر از آن جهت که از قول الهی بحث و گفتگو می نماید علم دینی به شمار می آید.

        دینی بودن علم تجربی، بی معیار و ملاک نیست بلکه از آن جنبه که گفتگو پیرامون فعل الهی و واکاوی فیض وجود ربوبی است علم دینی به شمار می آید. نظریه علم دینی حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله در این بخش دارای روحی تازه همراه با نوع آوری است. نظریه علم دینی مستفاد از کتاب "منزلت عقل در هندسه معرفت دینی" و برخی از مقالات و سخنرانیهای ایشان، ناظر به مجموعه همه علوم و از جمله علوم تجربی است گرچه نیازمند به مباحث دیگر و نیز تبیین و همچنین تکمله های دیگر نیز می باشد. به صورت خلاصه علم دینی از منظر ایشان دارای محورهایی است که در ذیل به آنها اشاره می کنم:

    مقدمه اول: در نگاه ایشان تنها منبع معرفت، وحی است اما توجه به این نکته کلیدی ضروری است که وحی منحصر در آن مصداق شایع از وحی نیست. یک مصداق وحی همان امری است که برای نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اتفاق افتاد و قرآن از طریق وحی بر او نازل شد و یا احادیثی که از زبان مبارک حضرت که عین وحی بود توسط ایشان بیان شد. مصداق دیگر وحی که میشود از تعبیر قرآنی "کلمه الله" استفاده کرد که تکوین به تمامه کلمه خداست و مصداق دیگر وحی یا کلمه الله به حساب می آید.

    مقدمه دوم: راه کشف وحی، یا عقل است و یا نقل، البته شهود نیز راه دیگری است و اتفاقا مطمئن تر نیز می باشد لیکن از آن جهت که نادر الوجود و عزیز المنال است از آن صرف نظر می نمائیم. به عبارت دیگر گرچه خود قرآن و روایات عترت طاهره عین وحی الهی هستند اما آنچه از این دو حقیقت وزین و سنگین الهی حکایت می کند به عنوان نقل، کاشف از معارف وحیانی هستند به همین وزان عقل نیز در کشف وحی مصطلح و هم کشف تکوین به کمک انسان آمده و راه شناخت را برای او هموار می کند. عقل هیچ حکمی از خود ندارد و فقط آنچه را که خداوند جعل کرده است کشف می کند.

    مقدمه سوم: مکشوفات عقلی بدون توجه به جهان بینی الهی رنگ و بوی الحاد به خود می گیرد و تا زمانی که برای جهان، مبدا و منتهایی قائل نباشد و هستی را طبیعت صرف تصور کند و نه خلقت و برای آن آغاز و انجامی نشناسد بلکه آن را گسسته از مبدا و منتها دانسته  و دست خالق متعال را در میان نبیند یافته های آن، گرچه صادق باشد؛ ولی دینی و الهی نخواهد بود.

    نتیجه: آنچه در علوم تجربی توسط عقل کشف می شود، علم دینی است به این معنا که چون خلقت، فعل خداوند است و فرض بر این است که عالم و هستی را کار خدا می داند و به مطالعه فعل خداوند مشغول است اگر به صورت روشمند (یعنی همان روش مطرح در علوم تجربی) به مطالعه پدیده های طبیعی بپردازد، یافته های او اگر از مرز فرضیه عبور کند و تبدیل به نظریه شود و شواهد موید یافته او باشد، محصول فکر او "علم دینی" است.

       اگر بخواهیم به صورت مصداقی و آبجکتیو بحث را به صورت ملموس مطرح کنیم، این سوال را مطرح می کنم که آیا تمام داده هایی که در شاخه های مختلف علوم تجربی توسط دانشمندان به دست آمده است و از مرز وهم و خیال گذشته و تبدیل به علم اطمینان آور گشته است را می توان علم دینی نامید؟

    استاد مرتضی جوادی آملی: مطلبی را که اشاره فرمودید بخشی از ایده آیت الله جوادی آملی است و باید یک تکمله ای را به آن اضافه نمود. داده های علوم تجربی اگر روشمند باشند و از مرز وهم و خیال به در آمده و پای در دامن نظریه و اطمینان عقلایی گذاشته باشند، شانیت این را دارند که علم دینی باشند و این شانیت زمانی به فعلیت می رسد که در کنار کشف روشمند علمی، یک جهان بینی الهی در سایه فلسفه الهی شکل بگیرد و اگر کشف علمی روشمند در دامن فلسفه و جهان بینی الهی رشد یابد، به بالندگی می رسد و هویت دینی می یابد و اگر فاعل شناسا و عالم بدان باور داشته و معتقد باشد هویت عالم نیز الهی و ملکوتی خواهد شد.

       با این حساب کتاب و سنت چه نقشی در شکل گیری علم دینی مخصوصا در علوم تجربی خواهند داشت؟

    استاد مرتضی جوادی آملی: البته طبق دیدگاه آیت الله جوادی آملی، قرآن کتاب فیزیک  و شیمی و جامعه شناسی و روان شناسی نیست؛ بلکه قرآن کتابی انسان ساز و برنامه رسیدن انسان از خاک به افلاک است. چنین نیست که تمام مسائل یک علم تجربی در قرآن مورد بررسی قرار گرفته باشد. برخی از آیات یا روایات هستند که به صورت موجبه جزئیه به برخی از مسائل علوم تجربی اشاره کرده اند و می توان با متد اجتهاد صحیح و در پرتو جهان بینی الهی از این نصوص دینی در علوم تجربی بهره برد و چه بسا یک کار اجتهادی قوی بر روی این نصوص دینی در کنار آشنایی با روش تحقیق در علوم تجربی، افق جدیدی را در علوم تجربی پیش روی اندیشمندان بگشاید و ناشناخته های بشر را به معرفت تبدیل کند. همان گونه که با یک عبارت نیم خطی مثل "لا تنقض الیقین بالشک" دهها کتاب اصولی در باب استصحاب نوشته شده است. غرض اینکه این ظرفیت در نصوص دینی وجود دارد و البته این بدین معنا نیست که از روش تجربی دست برداریم و فقط اکتفا به نقل کنیم. هرگز چنین چیزی شدنی نیست؛ چرا که طبیعت خداوند در سایه عقل تجربی به سخن می آید و خود را برای مخاطبش آشکار می کند. نصوص دینی حداقل در مرحله فرضیه سازی می تواند منشا اثر باشد.

    با عرض پوزش از طولانی شدن گفتگو، به عنوان سوال آخر عرض می کنم رابطه علم دینی با علوم انسانی را چگونه می دانید؟ آیا بدون داشتن یک موضع روشن در علم دینی، می توان درباره علوم انسانی اسلامی سخن گفت؟

    استاد مرتضی جوادی آملی: سوال مهمی است و ان شاء الله در یک فرصت دیگر باید به بحث علوم انسانی اسلامی بپردازیم. اما در پاسخ سوال شما به اختصار عرض می کنم؛ بحث علم دینی، درگاه ورود به بحث از علوم انسانی اسلامی است چرا که یکی از پیش فرضهای علوم انسانی اسلامی این است که علم دینی امکان دارد و امری مسلم فرض شده است. علوم انسانی اسلامی مستند به هویت و حقیقت علم دینی امکان پذیر می شود، لذا اگر ما تصور درست و منطقی از علم دینی نداشته باشیم و موضع خود را در زمینه علم دینی روشن نکرده باشیم پرداختن به علوم انسانی اسلامی بی معناست. با توجه به نگاه حضرت آیت الله جوادی آملی به علم دینی، ما قائل هستیم که علوم انسانی اسلامی با تکیه بر مبانی هستی شناسی انسان و معرفت شناسی اسلامی (چه فلسفی و کلامی و چه عرفانی و...) امکان وقوع دارد و می توان علم جامعه شناسی، علم روان شناسی، علم اقتصاد و علم سیاست و سایر علوم انسانی را با تکیه بر مبانی نظری اسلامی به ویژه مکتب فکری حکمت متعالیه، حرف های تازه ای را به دنیای علم عرضه کرد و البته باز تاکید می کنم که این به معنای کنار گذاشتن تمام داده های تجربی به دست آمده در علوم انسانی غربی نیست و می توان با اصلاح