در سایر رسانه ها | بایگانی
به گزارش خبرگزاری شفقنا
حضرت آیت الله جوادی آملی: ما حق نداریم اسلامی حرف بزنیم ولی قارونی فکر کنیم
شفقنا- حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی گفت: آنچه در مسئله توحید مشکل ماست یا قارونی فکر کردن است یا فرعونی فکر کردن، مشکل ما همین دو غُدّه است؛ یا ما هر کار خیری که انجام دادیم خودمان را می‌بینیم و آن مبدأ خلاّق و فیاض را نمی‌بینیم!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری«حوزه»
ای کاش جناب پاپ متوجه می شد که مهدی(عج) کیست/تفسیر و نهج البلاغه مهجور هستند
فرشتگان نه توان شاگردی بلاواسطه را دارند و نه حد وجودی را دارند که در حد علم، قدرت فراگیری داشته باشند
به گزارش خبرنگار معارف ایرنا
آیت الله جوادی آملی: معرفت گوهر اصلی انسان است
آیت الله عبدالله جوادی آملی، گوهر اصلی انسان را معرفت برشمرد و گفت که برخی علوم میهمان انسان هستند که باید با صاحبخانه هماهنگ شود.
به گزارش ایرنا
دیدگاهمان را در معرفت به اهل بیت (ع) جهانی کنیم
رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء گفت: نباید اهل بیت (ع) را در شیعه خلاصه کنیم بلکه باید آنها را برای همه انسان ها بخواهیم و دیدگاهمان را در معرفت نسبت به آنها جهانی کنیم.
به گزارش خبرگزاری شبستان
انتظار بدون مجاهده خیالی باطل است
خبرگزاری شبستان: آنکه به انتظاری تهی از رزم آوری و مجاهده، دل خوش می دارد و گمان می کند بی آمادگی برای جهاد و شهادت می توان منتظر موعود موجود بود، خیالی باطل دارد و کار انتظارش به سامان نخواهد رسید.
دکتر مرتضی جوادی آملی در مصاحبه با ماهنامه خیمه
نسبت اخلاق و احکام و ملزومات دین داری در جامعه مدرن
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی آملی در مصاحبه با ماهنامه خیمه، از نسبت اخلاق و احکام و ملزومات دین داری درجامعه مدرن می گوید و تاکید می کند جامعه با دینی که ناروا و نادرست تعریف و خوانش می شود و به ناروایی هم تحمیل می شود، در تعارض است.
خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)
«تحریر رسالةالولایه»؛ نگرشی محققانه در حوزه عرفان اسلامی
«تحریر رسالةالولایه» اثر آیت‌الله العظمی جوادی آملی که برگزیده سی‌وچهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی
به گزارش خبر گزاری شفقنا
عقلانیت و اعتدال عنصر گمشده جوامع اسلامی است
از ویژگی های خالص بندگان از نظر قرآن اعتدال است و اعتدال یعنی میانه روی و حد فاصل میان افراط و تفریط که از نظر قرآن این اعتدال در همه چیز مطلوب است اما جوامع اسلامی چقدر به این امر پایبند هستند؟
به گزارش خبر گزاری تسنیم
ارزش انسان‌ها به روح آنهاست و روح زن و مرد هیچ تفاوتی با هم ندارند
آیت الله العظمی جوادی آملی گفت: از نگاه قرآن و اسلام بین زن و مرد تفاوتی نیست. ارزش انسان ها به روح آنهاست و روح زن و مرد هیچ تفاوتی با هم ندارند.
به گزارش خبر گزاری آنا
آیت الله جوادی آملی: اگر خروجی نجف گرفته شود تمام حوزه‌های جهان تشیع می‌خوابد
آیت الله جوادی آملی گفت: در دیدار با آقایان شورای عالی مدیریت طرح کردم که اگر الان خدایی نکرده خروجی نجف را از ما بگیرند تمام حوزه های علمیه سراسر جهان تشیع خروجی ندارند.
ـــ ـــ



ما در مساله سلوک و معنویت، سه بخش داريم: بخش اخلاق، بخش عرفان شهودي و بخش عرفان وجودي. مرزهاي اينها جداست اخلاق غير از عرفان شهودي است اخلاق و عرفان شهودي غير از عرفان وجودي هستند. هر كدام از اين بخش‌هاي سه‌گانه به دو شعبه فرعي تبديل مي‌شود: نظری و عملی که مجموعا شش شاخه می شوند...

سه گام معنوی:
ما در مساله سلوک و معنویت، سه بخش داريم: بخش اخلاق، بخش عرفان شهودي و بخش عرفان وجودي. مرزهاي اينها جداست اخلاق غير از عرفان شهودي است اخلاق و عرفان شهودي غير از عرفان وجودي هستند. هر كدام از اين بخش‌هاي سه‌گانه به دو شعبه فرعي تبديل مي‌شود: نظری و عملی که مجموعا شش شاخه می شوند.
1. اخلاق: اخلاق اين است كه انسان بکوشد با تقوا، زاهد و عابد و عادل شود. فرار از دوزخ كند و شوق به بهشت داشته باشد. اهل اخلاق، حرف‌ها را مي‌فهمند, باور مي‌كنند و مطابق اينها عمل مي‌كنند اين مرز اخلاق است. خود اين اخلاق دو قسمت فرعي دارد يكي اخلاق نظري, يكي اخلاق عملي. اخلاق نظري بررسي كردن, مطالعه كردن, درس گفتن و درس خواندن و مباحثه كردن همين كتاب‌هاي نظري است كه از ديرزمان نوشته شده بود تا امروز که به جامع‌السعادات نراقي رسيد. اخلاق عملي اين است كه انسان وارد صحنه عمل مي‌شود اين مراحل را يكي پس از ديگري طي مي‌كند تا مي‌شود متخلِّق به اخلاق الهي. اين شخص در راه است يعني زادراه تهيه مي‌كند وقتي گفتند: ﴿تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي﴾ يعني در راه هستي; راه, زاد مي‌طلبد وقتي انسان به مقصد رسيد ديگر سخن از زاد نيست تقوا در آنجا معناي خاصّ خود را دارد.
تفاوت اخلاق و عرفان: عرفان، بالاتر از اخلاق است. در عرفان، سخن از فهميدن و رفتن نيست بلکه سخن از ديدن و به مقصد رسيدن است. فرق اخلاق و عرفان اين است كه او مي‌خواهد «آدم خوبی» شود. اما عارف، آدم خوبي هست مي‌كوشد كه ببيند. در اخلاق جهاد اوسط مطرح است كه بين عقل است و نفس است؛ ولی در عرفان، جهاد اكبر است كه جنگ بين عقل است و قلب است. عقل مي‌گويد من مي‌خواهم بفهمم ديدن سخت است قلب مي‌گويد از فهميدن كاري ساخته نيست بايد ديد. شما مي‌خواهيد مفاهيم بديهي, مطالب نظري را حل كنيد، این كار فلسفه، کلام، منطق، اخلاق و علوم از این قبیل است. همه اينها مفهوم است با مفهوم مي‌خواهيد مفهوم ديگر را حل كنيد:
آفتِ ادراك آن قال است و حال     خون به خون شستن محال است و محال
مفهوم نظري را بايد با مصداق حل كرد نه با مفهوم بديهي, خون را با خون نمي‌شود پاك كرد مفهوم نظري, خون است مفهوم بديهي, خون است؛ با خوني مي‌خواهيم خوني را پاك كنيم اين شدني نيست.
اگر كسي خواست معناي عسل را بفهمد نمي‌شود براي او تعريف كرد كه كندويي هست و زنبوري هست و گُلي هست و تغذيه‌اي هست و تبديل هست و يك مادّه شيرين توليد كردن است همه اينها الفاظ است. ولي هيچ كدام دهن را شيرين نمي‌كند اگر كسي خواست عسل را بفهمد بايد بچشد اگر كسي خواست جهنم را بفهمد بايد ببيند به اين آيات برسد كه ﴿كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ٭ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ﴾ ديدن, هنر است نه فهميدن, اگر گفته شد:
خود هنر دان ديدن آتش عيان    ني گپ دلّ علي النار الدخان
عالم فلسفه و کلام و اخلاق، مي‌كوشد، حرف مي‌زند، مي‌گويد بهشت هست. حق هم با اوست, ادّله‌اي هم اقامه مي‌كند اعم از آيات و روايات و دليل عقلي; حرف او دست و «ممّا لا ريب فيه» است ولي انسان اينها را از راه فهم باور مي‌كند نه از راه ديدن. آنكه در خطبه نوراني علوي(صلوات الله و سلامه عليه) آمده است «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْرَآهَا» اين تازه مقام «كأنّ» است بالاتر از اين مقام «أنّ» است كه خود حضرت فرمود: «لو كُشف الغطاء ما ازددت يقينا» چه اينكه درباره توحيد فرمود: «ما كنتُ أعبد ربّاً لم أره».
اخلاق عهده‌دار تأمين ره‌توشه و زاد است ولی عرفان، عهده‌دار تأمين مقصد و مقصود. در اخلاق تلاش و كوشش بر اين است كه انسان باتقوا باشد اين فضايل اخلاقي را رعايت كند كه اينها ره‌توشه است كه ﴿تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي﴾ زاد و راحله براي آن است كه اين مسافر را به مقصد برساند اما وقتي به مقصد رسيد بخواهد مقصود را ببيند با او گفتگو كند او وارد حوزه جهاد اكبر است آ‌ن را عرفان عهده‌دار است نه اخلاق.
2. عرفان شهودی: عرفان شهودي اين است كه «رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند» اين وحدت شهود است. او فقط خدا را مي‌بيند غير خدا را نمي‌بيند. اما اینکه آیا غير خدا هست يا نيست؟ اگر هست چگونه در برابر حقيقت نامتناهي وجود دارد, پاسخ به اين سوالات، مقدور او نيست اين فقط وحدت شهود است اما غير خدا چيزي در عالَم هست يا نيست او نمي‌بيند اين هم يك سلسله حرف‌هاي نظري دارد كه اين عرفان شهودي را تبيين مي‌كند يك سلسله سير و سلوك عملي دارد كه اين عرفان شهودي را از علم به عين آمد و از گوش به آغوش به شهود مي‌رساند. اما عرفان شهودی فاقد این نقطه قوت است.
3. عرفان وجودی: عرفان وجودي که به همان وحدت وجود برمي‌گردد معتقد است حقيقت ذات اقدس الهي، نامتناهي است، چون نامتناهي است وجود غير، محال است. چون وجود غير محال است پس كلّ جهان، مي‌شود آيت او. همان بيان نوراني امام رضا(صلوات الله و سلامه عليه) كه فرمود: نه خدا در خلق است كه اين محال است؛ نه خلق در خداست كه اين محال است؛ خدا وجود دارد و لاغير. اما آنچه به نام سماوات و ارضين و فرشته‌ها و انسان و غير انسان است «صوَر مرآتيه‌«اند. انسان در آينه نيست، آينه هم در انسان نيست، ولي صورت مرآتيه آينه، آيت انسان است. جهان، صورت مرآتيه حق است. حلول و اتّحاد محال است. به همان دليلي كه شاخص در آينه نيست آينه در شاخص نيست اين مي‌شود وحدت وجود. البته اين توضیح در حد یک ترجمه است. اصلش راه طولاني و درازي دارد، سال‌ها درس خواندن. بنابراين امور شش‌گانه مرزش مشخص شد اخلاق نظري داريم اخلاق عملي, عرفان نظريِ شهودي داريم عرفان عمليِ شهودي, عرفان نظري وجودي داريم عرفان عملي وجودي.
اگر مي‌بينيد بزرگاني اين حرف را گفتند تا نوبت به حكيم سبزواري رسيد فرمود تقوا سه قسم است تقواي عام, تقواي خاص, تقواي اخص براي آن است كه ما سه بخش داريم اخلاق داريم, عرفان شهودي داريم, عرفان وجودي; تقواي عام براي اخلاق است تقواي خاص براي عرفان شهودي است تقواي اخص براي عرفان وجودي است بنابراين اخلاق دو شعبه دارد اخلاق نظري كه همين كتاب‌هايي است كه نوشته شده و اخلاق عملي اين است كه كسي سير و سلوك بكند وارسته باشد و متّقي بشود.
پیام استاد به کنگره مرحوم آقا سید علی قاضی تاريخ 15/8/1391