در سایر رسانه ها | بایگانی
به گزارش خبرگزاری شفقنا
حضرت آیت الله جوادی آملی: ملتی که امضای خودش را نمی‌شناسد چطور می‌توانید با او زندگی کنید؟
این مرجع تقلید در جلسه درس تفسیر امروز خود با تاکید بر حفظ قدرت کشور اظهار داشت: کافر حربی مادامی که در حرب است اموالش غارت می‌شود اما این زمان جنگ است، ولی در زمان صلح مادامی که آنها اهل غارت نیستند، به ما گفته اند شما هم اهل غنیمت نباشید.
به گزارش خبرگزاری حوزه
شناخت دنیا صرف تحصیل در حوزه و دانشگاه به دست نمی آید
حوزه/ حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند شناخت دنیا صرف تحصیل در حوزه و دانشگاه به دست نمی آید، بلکه این شناخت با نماز شب و به برکت دیگر عبادات به دست می‌آید لذا اگر کسی می خواهد دنیا را بشناسد و گرفتار آن نشود راهش همین نماز شب و امثال ذلك است.
به گزارش خبرگزاری رسا
دانشگاهیان و حوزویان ظرف علم و چراغ هدایت باشند
حضرت آ‌یت الله جوادی ‌آملی گفت: مهم‌ترین وظیفه حوزوی و دانشگاهی خصوصاً و توده مردم عموماً، عمل به وصیت امام مجتبی(ع) است. ایشان فرمود «ظرف دانش باشید و چراغ هدایت»؛ وقتی ظرف علم شدید از بنان و بیان شما علم نشأت می‌گیرد.
به گزارش خبرگزاری شفقنا
حضرت آیت الله جوادی آملی: ما حق نداریم اسلامی حرف بزنیم ولی قارونی فکر کنیم
شفقنا- حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی گفت: آنچه در مسئله توحید مشکل ماست یا قارونی فکر کردن است یا فرعونی فکر کردن، مشکل ما همین دو غُدّه است؛ یا ما هر کار خیری که انجام دادیم خودمان را می‌بینیم و آن مبدأ خلاّق و فیاض را نمی‌بینیم!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری«حوزه»
ای کاش جناب پاپ متوجه می شد که مهدی(عج) کیست/تفسیر و نهج البلاغه مهجور هستند
فرشتگان نه توان شاگردی بلاواسطه را دارند و نه حد وجودی را دارند که در حد علم، قدرت فراگیری داشته باشند
به گزارش خبرنگار معارف ایرنا
آیت الله جوادی آملی: معرفت گوهر اصلی انسان است
آیت الله عبدالله جوادی آملی، گوهر اصلی انسان را معرفت برشمرد و گفت که برخی علوم میهمان انسان هستند که باید با صاحبخانه هماهنگ شود.
به گزارش ایرنا
دیدگاهمان را در معرفت به اهل بیت (ع) جهانی کنیم
رئیس بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء گفت: نباید اهل بیت (ع) را در شیعه خلاصه کنیم بلکه باید آنها را برای همه انسان ها بخواهیم و دیدگاهمان را در معرفت نسبت به آنها جهانی کنیم.
به گزارش خبرگزاری شبستان
انتظار بدون مجاهده خیالی باطل است
خبرگزاری شبستان: آنکه به انتظاری تهی از رزم آوری و مجاهده، دل خوش می دارد و گمان می کند بی آمادگی برای جهاد و شهادت می توان منتظر موعود موجود بود، خیالی باطل دارد و کار انتظارش به سامان نخواهد رسید.
دکتر مرتضی جوادی آملی در مصاحبه با ماهنامه خیمه
نسبت اخلاق و احکام و ملزومات دین داری در جامعه مدرن
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی جوادی آملی در مصاحبه با ماهنامه خیمه، از نسبت اخلاق و احکام و ملزومات دین داری درجامعه مدرن می گوید و تاکید می کند جامعه با دینی که ناروا و نادرست تعریف و خوانش می شود و به ناروایی هم تحمیل می شود، در تعارض است.
خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)
«تحریر رسالةالولایه»؛ نگرشی محققانه در حوزه عرفان اسلامی
«تحریر رسالةالولایه» اثر آیت‌الله العظمی جوادی آملی که برگزیده سی‌وچهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی
ـــ ـــ



«رحيق مختوم شرح حکمت متعاليه » اثر استاد جوادي آملي تقريبا مفصل ترين وشايد در نوع خود تنها شرح بر اسفار صدرالدين شيرازي فيلسوف مسلمان ايراني است. آثار به عمل آمده درباره نوشته هاي باقي مانده از صدرالدين شيرازي، از دير زمان تاکنون، معمولا منحصردرتعليقه نگاري بر آن ها بوده است

    «رحيق مختوم شرح حکمت متعاليه » اثر استاد جوادي آملي تقريبا مفصل ترين وشايد در نوع خود تنها شرح بر اسفار صدرالدين شيرازي فيلسوف مسلمان ايراني است. آثار به عمل آمده درباره نوشته هاي باقي مانده از صدرالدين شيرازي، از دير زمان تاکنون، معمولا منحصردرتعليقه نگاري بر آن ها بوده است. سنت تعليقه نگاري، بر خلاف شرح نگاري، عموما متکي برحساسيت هاي ذهني فلسفي تعليقه نگار در خصوص بعضي ازمواضع خاص اثر مورد نظر است; تعليقه نگار چه در مقام توضيح و چه در مقام نقادي با همه فقره هاي اثر سر وکار ندارد. ازاين رونگارش شرح بر تمام اثري فلسفي، آن هم تابدين حد مفصل، کاري بديع و متکي بر همتي وافراست.

    اين شرح در واقع تقرير، بازنويسي و بازبيني آخرين دوره درس هاي اسفار مؤلف، والبته پس از تدريس حداقل دو دوره اسفار وچندين و چند دوره کتاب هاي پيراموني است; قهرا نه تنها حاصل تامل ورزي هاي مستانف و اخير مؤلف بلکه برآيند بحث هاي گرم و دامنه دار حداقل سه نسل تحصيلي فلسفه است; يعني اساتيد مؤلف، شخص مؤلف ومعاصران وطبقه شاگردان وي. وبه جرات مي توان ادعا کرد که اثر اين هر سه نسل در اين شرح مفصل قابل بازشناسي است. مؤلف در دوره جواني فاضل باحث و نقاد مدرسه فلسفي استادان مسلم اين فن همچون علامه طباطبائي، حکيم الهي قمشه اي، حکيم شعراني و حکيم فاضل توني و بهره مند از روش ها و رويکردهاي بحثي آنان بوده است. وي در ميان سالي، مدرس اصلي ترين متون اين زمينه وبعضا درصدد پروراندن اين فلسفه همراه با نقادي هاي طبقه شاگردان ونسل فلسفي پس از خود است. و هم اينک اين همه تلاش هاي پيگيردر چنين شرحي بروز و ظهور يافته است و سهم ويژه مؤلف در نوآوري فلسفي، خصوصا در ارائه مفاهيم گويا، افراز مقدمه هاي بنيادين استدلال ها ونقادي هاي تمام عيار بسيار جلب توجه مي کند. سعي اين نوشته ارائه گزارشي اجمالي درباره اين شرح است. اين گزارش در دو بخش عمده يعني «ملاحظات کلي » و «ويژگي هاي اثر» سامان يافته است.

    يکم: ملاحظات کلي

    مقصود ازاين ملاحظات معرفي کتاب از جنبه هاي سطح کتاب، سبک بياني و انسجام منطقي آن است.

    سطح کتاب

    رحيق مختوم در دو سطح کاملا متمايز به بحث هاي فلسفي پرداخته است:

    الف) تبيين و توضيح مباني، مسائل و نتايج مطرح شده در فصل هاي کتاب اسفار:

    همت اصلي مؤلف دراين سطح بيشتر بيان مقصود صدرالدين شيرازي و ديگر صاحبان آراء فلسفي (وگاه عرفاني يا کلامي) و از سوي ديگر برجسته کردن نقاط وصحنه هاي چالش بين اين نظريه ها است. در بسياري از موارد متن خام اسفار تاحد ممکن به لحاظ بحثي طبقه بندي شده وبر چگونگي ترتب مسائل عديده در ذيل يک فصل تاکيد روا داشته شده است، همچنين احيانا در توجيه اين رتبه بندي ها به فضاسازي بيرون از متن اقدام شده است. يک نکته بسيار عمده در طرح بسياري از مسائل اين فصل ها اين بوده است که از «وجه فلسفيت » مساله ها به جد پرسيده شده وتا حد ممکن بررسي هايي درباره آن انجام شده است.

    ب) اشارات پاياني فصل هاي اسفار:

    مؤلف در اين سطح با نظري مستانف سه نوع کار را در برنامه خود قرار مي دهد:

    اول: نقادي بعضي نظريه ها و آراي صدرالدين شيرازي شامل انتقاد از نظرات موردي وي و همچنين گاه پاسخ گويي از نقادي هاي صدرالدين شيرازي درباره معاصران يا سلف فلسفي اش.

    دوم: چالش فکري با متاخران صدرالدين شيرازي، و خصوصا بعضي از آثار معاصران مؤلف، شامل پاسخ گويي ازانتقادهاي ناوارد آنان بر مباني ونظريه هاي صدرالدين شيرازي، اثبات نادرستي بعضي از برداشت ها و تفسيرهاي آنان از کلمات صدرالدين شيرازي و بحث مستقيم درباره نظريه هاي متاخران صدرالدين که اگر چه در آثار وي يافت نمي شوند ولي به عنوان فروع و نتايج مرتبط با دستگاه فکري - فلسفي حکمت متعاليه مورد ادعا واقع شده اند.

    سوم: تفريع فروع جديد متناسب با دستگاه فکري - فلسفي حکمت متعاليه واشاره به اشباه و نظاير هر مسئله در ذيل بخش هاي گوناگون.

    نکته در خورتوجه اين است که سطح مباحث در اشارات پاياني کتاب به گونه انکار ناپذيري پيچيده تر و دشوارتر مي شود.

    2- سبک بيان

    شکل گفتاري اولي کتاب مقتضي تلاش بسيار زيادي بوده است تا به شکل نوشتاري تحويل يابد. و ويراستارفاضل اين اثر حجة الاسلام حميد پارسانيا اين مهم را بر عهده گرفته اند و گفتارهاي درسي حضرت استاد را به قالب نوشتار در آورده اند، با وجود اين، اثر مورد بحث، از دشوار نويسي و موجز نويسي کاملا بر کنار نيست و در مواردي خواننده در فهم مراد مؤلف دچار اشکال مي شود.

    3- انسجام منطقي

    انسجام منطقي به عنوان يک عامل مؤثر در هر نوشته مستلزم اين است که هندسه کتاب در تدوين و ترتيب فصل ها و بخش هاي کتاب، پشتيباني لازم را ازادعاهاي مطرح شده به وسيله استدلال ها و شواهد به عمل آورد. پشتيباني ياد شده هم به گونه طولي -ترتيب استدلال ها و ادعاها به گونه طبقه هاي پي درپي - و هم به گونه شبکه اي انجام شدني است. در برخي موارد چنين نظام وانسجامي در کتاب يافت نمي شود، و دليل آن هم تقريبا روشن است، زيرا اين شرح در نقشه، ترتيب و نظام تابع متن اصلي است. اسفار، به خلاف آثاري چون الهيات شفا و اشارات، کتابي کاملا منسجم و متکي بر روش هاي مالوف متن نويسي نيست، به همين جهت شارح مي بايست همان موارد يادشده در اسفار را تکرار کند، و در موارد فاقد ترتيب منطقي (البته با تذ کارهاي موردي) از ترتيب طرح مباحث پيروي کند. شرايط شرح چنين متني مشکل جدي تري نيز به بار آورده است، زيرا شارح بسياري از مفاهيم و مباني کليدي را که بارها با «قدتبين » «قد تقدم » و «سياتي » مورد اشاره قرار گرفته بارها تبيين وتقريرمجدد کرده است.

    ذکراين نکته لازم است که عدم انسجام کامل اسفار وعدم تناسب آن با کتاب درسي از آن رواست که بناي صدرالمتالهين (ره) دراين کتاب بر مشروح نويسي و استقصاي اقوال مختلف است واين امر در بسياري از موارد، موجب تکرار مي شود. افزون براين که داب ايشان بر اين نيست که تنها به بيان مقدمات لازم براي تبيين نظريه مختار خويش اکتفا کند بلکه در بسياري از مباحث ممشاي وي ورود در بحث به مسلک مشهور فلاسفه است گر چه در بخش پاياني بحث از نظريه مختار خود دفاع مي کنند، اما اين سبک و روش موجب عدم تناسب اثر با کتاب درسي مطلوب مي گردد.

    فقدان انسجام کامل وعدم تناسب اسفار با کتاب درسي مطلوب به معناي آن نيست که صدرالمتالهين براي کل اين اثر طرح منطقي جامع نداشته است. اسفار در کليت خود داراي انسجام منطقي است و مراحل و مسالک آن تا جلد ششم و مواقف و ابواب آن تا پايان جلد نهم بر اساس يک طرح جامع طراحي شده است. عدم انسجام مربوط به برخي فصول جزئي وتقدم و تاخرآن ها و تداخل و تکرار در مضامين آن هاست.

    دوم: ويژگي هاي اثر

    ويژگي هاي اين شرح را به طور کلي مي توان در شش مورد عنوان کرد:

    1- توفيق نسبي در بيان مباني مسائل و نتايج حکمت متعاليه

    توفيق نسبي به اين معناست که اگر چه با خواندن همه مجلدات منتشر شده - واحتمالا مجلدات منتشر نشده - نمي توان به تصويري جامع از حدود، ثغور و مشخصه هاي اصلي اين مکتب فلسفي دست يافت، ليکن به گونه موردي مي توان تا حد نسبتا قابل توجهي اين خواسته را بر آورده شده تلقي کرد. از اين رو دلايل و وجوه اين امتياز را حداقل در سه مورد مي توان مورد توجه قرار داد:

    الف روش تحليلي:

    شارح اولا:تلاش و افري را بر تبيين مبادي تصوري وتصديقي هر مسئله به کار برده، ثانيا: افراز مقدمه هاي اساسي در هر مسئله انجام داده و ثالثا: در تفريع فروع - و بيان چگونگي انجام آن - سعي بسياري کرده است. بي شک روش بحثي علامه طباطبائي از مهم ترين عوامل مؤثر در نگاهي از اين سنخ بوده است.

    ب موجه سازي مسائل فلسفي در پرتو فهم متون ديني:

    در موارد احساس تعارض يا همبسته بودن بعضي مسئله هاي فلسفي با نگاه هايي متفاوت مشابه در معرفت هاي متکي بر متون ديني، شارح به اتکاي شواهد ودلايل نقلي اقدام به تثبيت - وگه گاه تعديل - فلسفيات کرده است. رويکرد اصلي مؤلف همواره اين بوده است که «برهانيات فلسفه » قابليت تاييد باشواهد نقلي را داراست.

    ج تاييد مباني فلسفي به وسيله اصول عرفان نظري:

    شارح در همه جاي اين شرح بر ارتباط وثيق حکمت متعاليه و مدرسه عرفاني ابن عربي تاکيد داشته و همواره سعي کرده شواهد و گاه اصول مؤيد اين مدرسه عرفاني را به کار گيرد. اعتقاد مؤلف بر اين است که اگر چه صدرالدين شيرازي در شکوفايي فلسفه اسلامي و طراحي مباني اصلي حکمت متعاليه بهره هاي فراواني ازعرفان نظري برده است، ليکن اين حکمت متعاليه است که بسياري از مدعيات مکتب ابن عربي را بر کرسي برهان نشانده است.

    عدم ارائه تصويري کامل وجامع از حدود وثغور و مشخصه هاي اصلي حکمت متعاليه را نمي توان نقطه ضعفي براي اين اثر شمرد، زيرا هدف اين شرح ترسيم چنين تصويري نيست بلکه هدف آن چالش و تحقيق در زواياي اين فلسفه درابعاد مختلف آن است. اين کتاب در وسعت فراوان خود در حکم يک دائرة المعارف فلسفه اسلامي است نه کتابي که به جهت ارائه تصويري جامع و منسجم از حکمت متعاليه پديد آمده باشد.

    2- توجه به تمايز حکمت متعاليه از ديگر سنت هاي فکري

    اگر سنت هاي فکري بديل و رقيب حکمت متعاليه را فلسفه مشايي، فلسفه اشراقي، مکاتب کلامي و عرفان نظري به سبک ابن عربي بدانيم، مهم ترين کار بيان تمايز حکمت متعاليه از آن ديگر سنت هاي فکري در دو محور مفاهيم ومبادي است، زيرا هر مکتب فکري با ارائه ايده هايي متمايز در اين دو محور تشخيص پذيرخواهد بود.از ديگر سو ميزان بهره مندي حکمت متعاليه از آن سنت هاي فکري بايد دقيقا روشن شود،زيرا هيچ فلسفه اي، از جمله حکمت متعاليه، نمي تواند از خلا يا کتم عدم پا به عرصه وجود نهد. آن مرزبندي و اين بهره مندي تا حد نسبتا خوبي دراين شرح مورد توجه بوده است. دشواري عمده در انجام چنين مهمي آن است که صدرالدين شيرازي، به هر دليل، حرف هاي خود را درضمن سخنان ديگران آورده است، قهرا تشخيص آن چه به گونه بنيادي نشات گرفته از سنخ تفکر و فلسفيدن در حکمت متعاليه است کاري بس دشوار است، زيرا چنين کاري نه تنها نيازمند تسلط بر آن چند سنت فکري بديل و رقيب بلکه وابسته به ميزان احاطه بر حکمت متعاليه به عنوان تفکري ساختاري است. براي نمونه، صدرالدين شيرازي اگر چه گاهي مواردي را از مباحث مشرقيه - البته بدون اشاره به مصدر - آورده است، ليکن در بعضي موارد گاه باتغيير يک جمله يا يک تعبير مسير مبنا را به سوي آن چه خود در نظر داشته معطوف ساخته است و اين همان چيزي بوده است که در اين شرح، اگر چه نه کاملا ولي، تا حد زيادي مورد توجه بوده است.

    3- مسئله محوري

    خصيصه برجسته اين شرح مسئله محوري آن است. يعني تاکيد بر خود مسئله فلسفي به لحاظ رسايي يا نارسايي، و همچنين بازشناسي همه فاکتورهاي تاثير گذار در چگونگي آن است. اين خصيصه متکي بر چندنکته قابل توضيح است:

    الف) فضاسازي بسيار مؤثري در بسياري از مسائل صورت گرفته تا ذهن خواننده با مسئله درگير شده، وتبعا در فرايند استدلال مشارکت جويد.

    ب) مقدمه هاي بنيادين معرفي و مقدمه هاي بديل پذير تعيين شده اند. مقدمه هاي بنيادين همان مقدمه هايي هستند که سرنوشت استدلال ها را به گونه مؤثري رقم مي زنند.

    ج) حيطه استدلال ها و برد نتايج باتحليل وضعيت حد وسط روشن شده است.

    اين ويژگي باعث شده است که بعضي استدلال هاي مشابه - و حتي با نتايجي کاملا مشابه - ازهم تمايز يابند.

    د) گرايش شرح در بيشتر مسئله ها زمينه سازي براي فلسفه ورزي (عقل معقول) است، و کمتر به دسته بندي نظريه ها و آراء، بيان وجوه مشابهت يا مفارقت و مانند آن (نقل معقول) پرداخته شده است.

    4- روز آمدي

    اين شرح را مي توان به گونه اي نسبي روزآمد دانست، و البته اين نه بدان معنا است که اين شرح ناظر بر فلسفه هاي روزگار ماست، بلکه صرفا مقصود اين است که اين شرح ناظربر آخرين تقريرهاي اين مکتب فلسفي است. اين تقريرها معمولا در آثار معاصران مؤلف انعکاس يافته است. اين شرح در مواردي معدود نگاهي کلي بر بعضي مسئله هاي فلسفي در آثار فيلسوفان مغرب زمين دارد. بيشتر اين فيلسوفان متعلق به طبقه کلاسيک از دوران مدرن اند.

    واقعيت اين است که انتظار اين که کتابي که شرح حکمت متعاليه است ناظر به تمامي زمينه هاي فلسفه در روزگار ما باشد، انتظاري ناموجه است. آن چه امروز در زمينه هاي مختلف فلسفه معاصر شاهد آن هستيم به لحاظ موضوعي بسيار متنوع است و طبعا حکمت متعاليه بابرخي از آنها انطباق موضوعي دارد از اين رو شرح حکمت متعاليه نمي تواند در تمامي اين حوزه ها درگير شود، زيرا تناسبي با هدف اصلي کتاب ندارد ازاين رو اين اثر را به لحاظ روز آمدي، نسبي دانستيم.

    5- مراجع و مصادراسفار

    مراجع و مصادراسفار تاحد زيادي در اين شرح معلوم شده اند. اين مصادر دراسفار معمولا بدون ذکر منبع و گاه با تصرفات وتلخيص ذکر شده اند. مصدريابي کامل و چگونگي و ميزان استفاده صدرالدين شيرازي از اين مصادر از اين جهت مطلوب است که نشان مي دهد سهم فلسفي صدرالدين شيرازي در اين موارد به چه ميزان است.

    6- تصحيح متن اسفار

    يکي از کارهاي انجام شده در اين شرح تصحيح وچاپ متن اسفار به همراه شرح است. به نظرمي رسد مهم ترين مشکل در اين متن مصحح اين است که تصحيح آن به گونه قياسي انجام شده است نه متکي برنسخه هاي معتبر اسفار. البته تصحيح قياسي که توسط استاد برجسته اي همچون آية الله جوادي آملي، که بهره مند از اساتيد گرانقدر اين فن بوده اند، ارزش خاص خويش را دارد

     

    در مجلد16ام این اثر شریف 5فصل موجود است که فصل دهم این مجلد آغاز مباحث حرکت به انقسام فاعل حرکت است که در آن به بیان نظرات مرحوم فخر رازی پرداخته شده است و سپس تقسیم سه گانه حرکت بر اساس تقسیم سه گانه فاعل الخ...

    فصل یازدهم کتاب چیستی مطلوب در حرکت طبیعی است.یعنی مطلوب و غایت حرکتهای مختلف را از فصل چهل و هفتم از مباحث مشرقیه اقتباس نموده است.و سپس بیانات ابن سینا پیرامون منوط بودن حرکت طبیعی به وجود قاسر...الی آخر مباحث که در باب طلب ترتیب طبیعی و گریز از ترتیب غیر طبیعی پرسش و پاسخی از جناب صدرالمتالهین مطرح شده است.و همچنین پاسخ جناب فخر رازی که در فصل48 از فصول مربوط به حرکت در کتاب المباحث المشرقیه بیان شده است.

    فصل 12عبارت است از امتناع اجتماع مبادی حرکات مختلف در جسم واحد است.

    فصل13مبدا حرکت قسری است که شامل اشارات 15گانه شریف مولف گرانقدر این اثر شریف است.

    فصل14وجود مبدا میل مستقیم و یا مستدیر ودر آخر پاسخ سری شبهاتی که پیرامون این مطالب نقل شده است و پاسخ های حکیمانه مولف شریف.

    فصل15تناهی قوه محرک جسمانی که شامل طرح مساله حدوث و قدم و تقدم و تاخر در کتاب شریف اسفار است وطی 9فصل مفصلا به بیان آنها پرداخته شده است.