دیگر اخبار | بایگانی
مقاله پژوهشی؛
تحلیل و مقایسه رابطه عقل و نقل از دیدگاه ابن‌تیمیه و آیت‌ الله جوادی آملی
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: در جدیدترین شماره از دوفصلنامه علمی پژوهشی حکمت اسراء مقاله ای با عنوان « تحلیل و مقایسه رابطه عقل و نقل از دیدگاه ابن‌تیمیه و آیت‌الله جوادی آملی» به چاپ رسیده است.
شماره سی ام «دوفصلنامه علمی پژوهشی حکمت اسرا» آماده چاپ شد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: به همت مدیریت نشریات پژوهشگاه علوم وحیانی معارج، شماره سی ام «دوفصلنامه علمی پژوهشی حکمت اسرا» آماده چاپ شد.
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی ‌جوادی آملی:
بزرگی و عظمت ملاصدرا به بزرگی اندیشه اوست/صدرالمتألهین هیچ محدوده ای برای علم قائل نشد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: به مناسبت اول خرداد ماه روز بزرگداشت ملاصدرا مراسم بزرگداشتی از سوی مجمع عالی حکمت شعبه شیراز در این شهر برگزار شد. حجت الاسلام و المسلین دکتر مرتضی جوادی آملی در این همایش در سخنانی به تبیین ابعاد مختلف شخصیت علمی...
گزارش تصویری؛ آئین بزرگداشت ملاصدرا در شیراز برگزار شد
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: همزمان با اول خرداد، روز بزرگداشت ملاصدرا، آئین بزرگداشت بنیانگذار حکمت متعالیه، حکیم صدر المتالهین، فیلسوف شهیر قرن دهم هجری قمری، با حضور گسترده اصحاب اندیشه و فلسفه‌دانان، متولیان فرهنگی و هنرمندان، در زادگاهش شهر شیراز ...
به همت پژوهشگاه معارج؛
نشست علمی «ادراک ناپذیری ذات الهی با تاکید بر دیدگاه آیت الله العظمی جوادی آملی» برگزار شد
نشست علمی «ادراک ناپذیری ذات الهی با تاکید بر دیدگاه آیت الله العظمی جوادی آملی» به همت پژوهشگاه معارج، با حضور جمعی از محققین و پژوهشگران، در سالن جلسات بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء بر گزار شد.
به همت پژوهشگاه علوم وحیانی معارج؛
نشست علمی «بررسی راهکارهای انتقال آموزه های اسلام به غرب» برگزار شد
نشست علمی «بررسی راهکارهای انتقال آموزه های اسلام به غرب» با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضوی راد رئیس انستیتو علوم انسانی و اسلامی هامبورگ و جمعی از پژوهشگران پژوهشگاه علوم وحیانی معارج در سالن کنفرانس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار...
در پی عقد تفاهم نامه همکاری های علمی پژوهشی، صورت گرفت:
ارتباط اینترنتی کتابخانه آستان قدس رضوی و بنیاد بین المللی اسراء
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: در پی امضای تفاهم نامه همکاری های مشترک علمی و پژوهشی بين «بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی» و «بنياد بین المللی علوم وحیانی اسراء»، ارتباط اینترنتی کتابخانه پژوهشگاه معارج وابسته به بنیاد اسراء و کتابخانه آستان قدس...
تجلیل از حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به مناسبت روز معلم
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: جمعی از شاگردان حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به مناسبت روز معلم، پیش از شروع درس خارج فقه معظم له در مسجد اعظم قم، از مقام علمی استاد خود تجلیل به عمل آوردند.
به زودی منتشر می شود؛
مجموعه ارزشمند «سلونی قبل ان تفقدونی؛ تحریر نهج البلاغه» آیت الله العظمی جوادی آملی
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: جلد نخست از مجموعه ارزشمند و گرانسنگ «سَلُونِی قَبْلَ أَن ْتَفْقِدُونِی؛ شرح و تحریر نهج البلاغه» حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (دام عزه) آماده چاپ و به زودی منتشر خواهد شد.
مقاله پژوهشی؛
«فلسفۀ اخلاقِ آیت الله العظمی جوادی آملی»
پایگاه اطلاع رسانی اسراء: جدیدترین شماره از دوفصلنلمه علمی پژوهشی اخلاق وحیانی به همت مدیریت نشریات پژوهشگاه علوم وحیانی معارج آماده انتشار شد. در این شماره از این فصلنامه علمی پژوهشی مقاله ای با عنوان «فلسفۀ اخلاق استاد جوادی آملی» به قلم دکتر محسن...
ـــ ـــ



همان‌طورى‌كه لباس كبريايى و رداى عزّت تنها زيبنده ذات ازلى و فقط شايسته حضرت سرمدى است: لبس العزّ و الكبريا در مقابل قباى بندگى و عباى نياز در پيشگاه الهى نيز فخر بندگان و عزّت عابدان است: إلهى كفى لى عزّاً أن أكون لك عبداً و كفى بى فخراً أن تكون لى ر‌بّا ... .

    همان‌طورى‌كه لباس كبريايى و رداى عزّت تنها زيبنده ذات ازلى و فقط شايسته حضرت سرمدى است: لبس العزّ و الكبريا  در مقابل قباى بندگى و عباى نياز در پيشگاه الهى نيز فخر بندگان و عزّت عابدان است: إلهى كفى لى عزّاً أن أكون لك عبداً و كفى بى فخراً أن تكون لى ر‌بّا ... .

    عبوديت و بندگى همزاد انسان بوده، هست و خواهد بود، گرچه گاهى انسان نسبت به آن غافل و بى‌توجه است، ليكن هرگاه انسان از سُكر هوا و مستى هوس به در آيد و لباس تنبّه و رداى توجّه بپوشد اين معنا را با همه وجود مى‌يابد كه آنچه هويت و هستى او را بنيان نهاده و لحظه‌اى او را رها نمى‌سازد، همانا حقيقت بندگى و خضوع در پيشگاه خالق يكتا و ربّ يگانه است.

    اين واقعيت نه تنها در نظام تكوين با پيكره و هو‌يّت انسانى عجين و آميخته است، در نظام تشريع نيز اين‌گونه از انسان خواسته شده كه جز به عبوديت در درگاه الهى نينديشد و به غير از ساحت الهى در برابر ديگرى سر فرود نياورد: ﴿اَمَرَ اَلّا تَعبُدوا اِلّا اِيّاهُ....

    خداوند تعالى براى انسان، عناوين متعددى قرار داده و او را با آن اسامى خطاب مى‌كند؛ همانند عنوان خليفه، رسول، نبى، امام، حجت، حكيم و...؛ ليكن شريف‌ترين عنوانى كه براى بنده در مقابل خود مى‌پسندد و با همان اسم هم او را مى‌خواند واژه عبد است. خداوند سبحان انبيا را با عنوان عبد معرفى نموده و آنان را مى‌ستايد: ﴿و اذكُر عِبـٰدَنا اِبرٰهيم﴾ ، ﴿و اذكُر فِى الكِتـٰبِ موسىٰ﴾  و حتى سيد انبيا را در ضيافت معراجش با عنوان عبد فرا مى‌خواند: ﴿سُبحـٰنَ الَّذى اَسرىٰ بِعَبدِهِ لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصَا الَّذى بـٰـرَكنا حَولَهُ....

    بايد دانست واژه عبد گرچه ظاهرى نازيبا و ناخوش دارد و حاكى از خوارى و ذلّت است، ليكن داراى باطنى بسيار متعالى و صاحب گوهرى گرانبهاست كه اگر بشر به ژرفاى آن راه بيابد، هرگز از آن در فرار نبوده، بلكه با عشق و شوق آغوش مى‌گشايد تا از عمق جان از آن پذيرايى نمايد.

    البته بايد دانست واژه عبد، ذاتاً بى‌رنگ و بى‌محتوا است تنها از جايگاه نسبت و اضافه‌اى كه مى‌يابد معنا و هو‌يّت مى‌يابد، اگر واژه عبد به الله اضافه گردد و عبدالله شود، پرمعناترين و صادق‌ترين عنوان صورت مى‌بندد؛ ولى اگر به غير الله وابسته شود و به بت و يا اشخاص و يا اشياء اضافه يابد، بدترين و ناچيزترين محتوا را در نهان خود پذيرا مى‌گردد، ازاين‌رو بايستى دقّت بسيار نمود تا روشن شود مقصود و مراد آن به درستى شكل پذيرد و هدف از آن كلمه به روشنى نمايان گردد، و از مسير اصلى كه نسبت تامّ به ذات ربوبى يافتن است منحرف نگردد.

    اما به رغم اينكه اصل عبوديت و بندگى از ضروريات و لوازم بى‌شائبه دين و فرهنگ بشر است؛ بدون ترديد بايستى اذعان نمود كه اين حقيقت در تمامى جوامع حتى جامعه دينى ما ناشناخته و بدون فرهنگ پيش مى‌رود، زيرا انسان خودش مايل است تا نوع ارتباط با خالق و ربّ را مشخص و تعريف نمايد، كه اين اتفاق يک هرج و مرج روشن و آشكارى را در عرصه عبوديت دامن زده و منتشر مى‌نمايد. انبياى الهى براساس آنچه كه از ساحت الهى دريافت مى‌دارند منهج و روش بندگى و نيز دانش سلوک و پيمايش به سوى حق را تلقّى نموده و به بشر تعليم مى‌دهند، و اين امر ضمن آنكه مسير معرفت و ارادت را اصلاح و تكميل مى‌نمايد، از تفرق و تشتّت در همه امور، خصوصاً در مورد بندگى نيز جلوگيرى مى‌كند.

    از جمله مواردى كه دانستن آن لازم است اينكه عبوديت داراى اضلاع سه‌گانه است كه اگر هر ضلع آن آسيب ببيند، بندگى شكل نخواهد گرفت و لذا قطعاً تنها با تأمين اضلاع سه‌گانه است كه احساس آرامش و طمأنينه عبودى حاصل مى‌آيد. ضلع اول، عابد و ضلع دوم معبود و ضلع سوم نفس عبادت است كه اگر اين اضلاع سه‌گانه به درستى شناخته نشود و يا نقش هر يک پررنگ‌تر از واقع ديده شود، شالوده عبادت پاشيده شده و كاخ عبوديت كه براى سعادت و نيک‌بختى طراحى شده به كوخ شقاوت و نگون‌بختى تبديل خواهد گشت، و آنان كه گمان مى‌كردند با نوع بندگى كه دارند، در پيشگاه الهى مقرّب‌تر از ديگران‌اند، روشن خواهد شد كه اين امر جز پندارى بيش نبوده و آن‌ها در توهّم نيک‌بختى مانده‌اند. ﴿قُل هَل نُنَبِّئُكُم بِالاَخسَرينَ اَعمـٰلا ٭ اَلَّذينَ ضَلَّ سَعىُهُم فى الحَياةِ الدُّنيا و هُم يَحسَبونَ اَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعا﴾.

    ازاين‌رو ضرورى است كه با شناخت كامل و همه‌جانبه نسبت به عبوديت و شرايط و موانع و نيز مقتضيات آن خصوصاً هر يک از بخش‌هاى سه‌گانه يادشده، مسير روشنى ارائه گردد، تا ضمن نظام‌يافتگى شكل و صورت عبادت، محتوا و مضامينى كه در هر يک از عبادت‌هاى الهى وجود دارد ژرفا و نيز وسعت عبادى قوى‌تر و غنى‌تر يابد و به عبادت معنا و روح برتر بخشد. استاد آيت الله جوادى آملى(دام‌ظله) در آثار فراوان خود در ساير دانش‌هاى اسلامى اعم از فقه، اخلاق، حكمت و كلام و خصوصاً دانش شريف تفسير، در خصوص بندگى كه هدف عقل عملى انسان دانسته شده: ﴿و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الاِنسَ اِلّا لِيَعبُدون﴾  ـ همان‌طورى‌كه هدف عقل نظرى دانش و شناخت صحيح عالم است: ﴿اللهُ الَّذى خَلَقَ سَبعَ سَمـٰو‌ٰتٍ و مِنَ الاَرضِ مِثلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الاَمرُ بَينَهُنَّ لِتَعلَموا اَنَّ اللهَ عَلىٰ كُلِّ شىءٍ قَديرٌ﴾  ـ نظرات عمده و اساسى حوزه بندگى را بيان داشتند و چون مجموعه اين مباحث به صورت روشن، منظم و ترتيب يافته وجود نداشت، پژوهشكده اهتمام ورزيد تا ناب‌ترين و اصيل‌ترين و در عين حال مباحث كليدى و اساسى مربوطه را در يک نظم و نسق شايسته گرد هم آورد و چون مسائل اين كتاب هم به مباحث دانشى و هم به مباحث روشى حوزه بندگى مرتبط بوده است اين نام (دانش و روش بندگى) براى اين اثر انتخاب گرديد.

    يادآورى اين نكته لازم است كه امروزه عدّه‌اى بر اساس انديشه‌اى خام و پندارى واهى كه هر شخصى مى‌تواند خود مسير ارتباط با پروردگارش را تنظيم نمايد، به دنبال اوهام و خيالات باطل، حركت‌هاى بى‌معيارى را آغاز نموده‌اند كه نه تنها با اين بينش ناصواب و انديشه ناروا و گرايش نابجا از مسير عبوديت و بندگى حضرت حق باز مى‌مانند، بلكه برعكس راه و رسم بندگى بسته نگاه داشته مى‌شود، به‌گونه‌اى كه هم قصد و هم مقصد و هم مقصود گم‌شده و انسان در وادى تيه به توهّم بندگى در حيرت و سرگردانى است.

    البته ترديدى نيست كه همه آنچه در اين كتاب جمع‌آورى شده تنها بخش ناچيزى از درياى بيكرانه عبوديت الهى است كه جا دارد سالک راهى و عابد جارى در تلاش خود از اين نكات حياتى و گرانقدر غافل نماند.

    اين كتاب بر اساس پيشگفتار و بيست فصل تنظيم گشته و امّا فصول بيست‌گانه كتاب بر مبناى اينكه انسان كه عبد الهى و بنده ربوبى است، مسافر قلمداد شد مسير حركتى خويش را چگونه ترتيب دهد.

    انسان مسافر قبل از هر چيزى بايد بيدار گردد و به مقام «يقظه» باريابد در اين مقام انسان هم خدا را مى‌شناسد و هم خود را و هم هدف را و هم راه را و هم موانع راه را.

    پس از آنكه انسان بيدار شد و فهميد كه كيست و به سوى چه كسى در حركت است، بايد با توجه و انابه موانع را از سر راه خود بردارد و درون خود را پاک سازد و به مقام طهارت برسد. با رسيدن به مقام طهارت، به منظور حفظ و نگاهداشت آنْ بايستى با قدم رياضت و تمرين، سختى راه را هموار ساخته تا به كارهاى پسنديده عادت كرده و بالاتر از آنْ كارها براى او ملكه شود. وقتى كارهاى خوب و فضايل در او ملكه گرديد، نيازمند به علم و معرفت است، تا هم خدا را با صفات جمال و كمال بشناسد و هم خود را به عنوان مسافر پرتلاش بيابد. و با شناخت خدا و خود و ادامه اين معرفت به مقام يقين باريابد كه نتيجه آن ايجاد محبت و دوستى محبوب مطلق و كمال مطلق است.

    سالكى كه به محبت و دوستى خدا نايل شد، اگر با مشكلاتى مواجه شود استقامت ورزيده و پايدارى از خود نشان مى‌دهد و اگر با رويداد تلخى مواجه شود بى‌تابى نكرده و با شكيبايى و صبر، آن تلخى‌ها را پشت سر مى‌گذارد، زيرا مى‌داند كه همه از او و به سوى اوست: ﴿اِنّا لله و اِنّا اِلَيهِ ر‌ٰجِعون﴾  و با اين ويژگى قدرت تحمل در خود را افزون مى‌كند و به مقام صبر مى‌رسد.

    انسان صابر با نعمت‌هاى فراوان مادى و معنوى روبه‌رو مى‌شود و مى‌يابد اين نعمت‌ها همه از سوى خداست، ازاين‌رو در برابر او شاكر است و از او سپاسگزارى مى‌كند.

    سالكى كه به مقام شكر باريافت، مى‌يابد كه از خود استقلال نداشته و هرچه هست از سوى خداى متعالى است، ازاين‌رو بر او اعتماد كرده و به او توكّل مى‌كند. انسان متوكّل با زدودن هر نوع تعلق و وابستگى به مقام زهد مى‌رسد و انسانى كه دل او از غير خدا خالى و به هيچ حقيقتى جز خدا دلبستگى ندارد، پيوسته به ياد اوست و هيچگاه او را فراموش نمى‌كند، بلكه در همه شرايط او را ناظر بر خود مى‌يابد و انسانى كه به ياد اوست و خود را وابسته به او و او را ناظر بر خود مى‌يابد، خود را مخلوقى فقير و نيازمند مى‌يابد و انسانى كه خود را فقير و نيازمند مى‌داند، هيچ‌گاه در برابر او طغيان نداشته و به تعاليم و اوامر و نواهى و برنامه‌هاى الهى در زندگى عمل و از او پيروى مى‌كند و در مقام عمل شرط صدق رعايت كرده و انديشه او حق و رفتار او درست و گفتار او صادقانه مى‌شود. انسان صادق همه كارهايش را براى محبوب خود خالص كرده و با اخلاص رفتار مى‌كند.

    انسان صادق و مخلص به گونه‌اى عمل مى‌كند كه هم خدا از او راضى و هم او از خدا راضى است. انسانى كه به مقام رضا باريافت، در همه امور تسليم خداست و همه كارها را به او واگذار مى‌كند.

    سالكى كه به مقام تسليم و تفويض باريافت، به مرحله بالاتر كه مقام توحيد است، دست مى‌يابد و در اين مرحله فقط خدا را مى‌يابد و جز براى او كار نمى‌كند و انسانى كه به مقام توحيد رسيد، تا وقتى خود را مى‌بيند هنوز به كمال شايسته خود نرسيده است، ازاين‌رو راه را ادامه مى‌دهد تا به مقام فناء برسد و در درياى وجود حق غرق شود. انسانى كه به مقام فناء رسيد، تلاش مى‌كند تا جايى كه به بقاى الهى بقاء مى‌يابد.